برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1729 100 1
شبکه مترجمین ایران

spittle

/ˈspɪtl̩/ /ˈspɪtl̩/

معنی: تف، اب دهان، مایع مترشحه از غدد بزاقی
معانی دیگر: خدو، اخ تف

بررسی کلمه spittle

اسم ( noun )
(1) تعریف: saliva.

(2) تعریف: a similar substance secreted by certain insects.

واژه spittle در جمله های نمونه

1. Gobs of grease / spittle ran down his chin.
[ترجمه ترگمان]تف کردن آب و تف کردن روی چانه‌اش
[ترجمه گوگل]Gobs گریس / Spittle فرار چانه اش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Gobs of spittle ran down his chin.
[ترجمه ترگمان]آب دهان از چانه‌اش می‌چکید
[ترجمه گوگل]Gobs از spittle فرار چانه خود را
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She rode on a great crest of spittle, from one tongue, one watery taste, to another.
[ترجمه ترگمان]از یک زبان، از یک زبان، از یک زبان، از یک زبان، به یکی دیگر، به راه خود ادامه داد
[ترجمه گوگل]او سوار بر یک طناب بزرگ از گلوله، از یک زبان، یک طعم آبدار، به دیگری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Spittle was running down his chin and dripping on to his clothes.
[ترجمه ترگمان]آب دهان از چانه‌اش می‌چکید و روی لباسش می‌چکید
[ترجمه گوگل]Spittle در حال ریزش چانه اش بود و به لباس هایش منتقل می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف spittle

تف (اسم)
spit , sputum , spittle
اب دهان (اسم)
spit , slobber , saliva , spittle , slaver
مایع مترشحه از غدد بزاقی (اسم)
spittle

معنی کلمه spittle به انگلیسی

spittle
• saliva, spit
• spittle is the watery liquid produced in your mouth; an old-fashioned word.

spittle را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

N.e
آب دهن
Artina.A
اب دهان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی spittle

کلمه : spittle
املای فارسی : سپیتل
اشتباه تایپی : سحهففمث
عکس spittle : در گوگل

آیا معنی spittle مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )