برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1393 100 1

spillover

/ˈspɪloʊvə/ /ˈspɪləʊvə/

لبریزی، سرریزی، ریختگی، مایع سر رفته یا لبریز شده، چیز زیادی

واژه spillover در جمله های نمونه

1. Not all of the violence in Miami was spillover from the trial.
[ترجمه ترگمان]همه خشونت در میامی از محاکمه پخش نشد
[ترجمه گوگل]نه همه خشونت در میامی از دادرسی فراتر رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The spillover from the adjacent river flooded the lower fields.
[ترجمه ترگمان]سرریز رودخانه مجاور باعث طغیان زمین‌های پست شد
[ترجمه گوگل]سرازیری از رودخانه مجاور زمین های پایین تر را پر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The weak European economy will have a spillover effect on the US dollar.
[ترجمه ترگمان]اقتصاد ضعیف اروپایی تاثیر زیادی بر دلار آمریکا خواهد داشت
[ترجمه گوگل]اقتصاد ضعیف اروپایی تأثیر بیشتری بر دلار آمریکا خواهد داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Other resorts could benefit from the spillover of tourists.
[ترجمه ترگمان]سایر تفرجگاه ها می‌توانند از spillover توریست‌ها سود ببرند
[ترجمه گوگل]سایر استراحتگاه ها می توانند از توریست ها به نفع خود بهره مند شوند
[ترجمه شما] ...

معنی spillover در دیکشنری تخصصی

spillover
[برق و الکترونیک] سر ریزی - سررفتگی انتقال ناخواسته انرژی RF از آنتن موج پیوسته رادار به آنتن گیرنده آن که باید حداقل باشد.

معنی کلمه spillover به انگلیسی

spillover
• act of spilling over; quantity spilled over

spillover را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

لاله
نتیجه
positive spill-overs :نتایج مثبت
سارنگ
افتادن بر روی زمین و قل خوردن
همایون
سرشار
شادی خدری
سرایت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی spillover
کلمه : spillover
املای فارسی : سپیللور
اشتباه تایپی : سحهممخرثق
عکس spillover : در گوگل

آیا معنی spillover مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )