برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1621 100 1
شبکه مترجمین ایران

specificity

بررسی کلمه specificity

اسم ( noun )
(1) تعریف: the condition or quality of being specific.

(2) تعریف: the quality of being exact, precise, or particular.

- The teacher said that greater specificity in our descriptive writing would make it more effective.
[ترجمه ترگمان] معلم گفت که ویژگی بیشتر در نوشته‌های توصیفی ما آن را موثرتر می‌کند
[ترجمه گوگل] معلم گفت که ویژگی های بیشتر در نوشتن توصیفی ما آن را موثرتر خواهد ساخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه specificity در جمله های نمونه

1. The reporter's recommendations lack specificity.
[ترجمه ترگمان]توصیه‌های گزارشگر فاقد ویژگی هستند
[ترجمه گوگل]توصیه های خبرنگار دارای خاصیت نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It can replicate because the specificity of base pairing ensures that the daughter molecules are identical to the original one.
[ترجمه ترگمان]می‌تواند به این دلیل تکرار شود که ویژگی جفت کردن پایه تضمین می‌کند که مولکول‌های دختر با اولی یک‌سان هستند
[ترجمه گوگل]این می تواند تکثیر شود زیرا خاصیت جفت پایه تضمین می کند که مولکول های دختر یکسان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Marx's recognition of the specificity of motives under capitalism should have alerted us to this problem.
[ترجمه ترگمان]به رسمیت شناختن ویژگی‌های انگیزه‌های تحت نظام سرمایه‌داری، باید به ما نسبت به این مشکل هشدار داده باشد
[ترجمه گوگل]شناخت مارکسیستی از انگیزه های سرمایه داری باید مارکس را به این مسئله آگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You must find the right balance of specificity and practicality between the two extremes.
...

معنی specificity در دیکشنری تخصصی

specificity
[بهداشت] ویژگی
[ریاضیات] میزان عدم اشتراک
[آمار] ویژگی
[آمار] ویژگی حساسیت

معنی کلمه specificity به انگلیسی

specificity
• quality of being specific; condition of being unique to a particular organism or group of organisms

specificity را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

روجیار
صراحت
باسم موالی زاده
وضوح، صراحت، تعین، متعین بودن، دقت، شفافیت
حامی
خاص بودن، اختصاصی بودن
مرتضی
ویژه بودن
جواد
خاص‌بودگی
مینا
ویژگی
گردش‌زاده
در بیومواد:قدرت پیوند
علیرضا خلیلیان
ویژه‌واری: مثلاً در پزشکی، به میزانی که یک آزمایش تشخیصی مختصِ شرط یا حالت خاصی باشد، ویژه‌واری آن آزمایش گفته می‌شود.
شریفی فرد
خاصیت
hadi
کامپیوتر:ویژگی
حسن فاطمی منش
اختصاصی
صبا
اختصاصیت
گل
ویژگی خاص
علی نیک سرشت
خصوصیت
محمد کمالی
معین ای ، مشخص بودگی - معلوم بودگی.
(د قیقا به این شکل لغت ، شاید در فارسی موجود نباشند و صرفا جهت درک معنی می باشد)
پویان
خاص بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی specificity مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )