برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1429 100 1

snap back


(از بیماری یا نومیدی یا شکست و غیره) بهبودی حاصل کردن، بهبود یافتن

واژه snap back در جمله های نمونه

1. I snapped back to her and gave her a kiss.
[ترجمه ترگمان]به طرف او برگشتم و او را بوسیدم
[ترجمه گوگل]من به او شتافتم و بوسیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The production snapped back to normal.
[ترجمه ترگمان]تولید دوباره به حالت عادی برگشت
[ترجمه گوگل]تولید به حالت عادی بازمی گردد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Tendons store elastic energy by stretching and then snapping back into shape like rubber bands.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها انرژی کشسانی را با کش دادن و سپس شکل دادن به شکل نوارهای لاستیکی باز می‌کنند
[ترجمه گوگل]طناب ها انرژی کششی را با کشش و سپس به شکل شبیه به گروه های لاستیکی باز می گرداند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I was tempted to snap back angrily at him.
[ترجمه ترگمان]وسوسه شدم که با عصبانیت به او نگاه کنم
[ترجمه گوگل]من وسوسه شدم که به او خشمگین شویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه snap back به انگلیسی

snap back
• make a quick recovery, make a sudden rebound; (football) pass the ball backward through the legs (usually to the quarterback)

snap back را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصطفی حسین آبادی
بازگشت سریع به شرایط قبلی
هادی سلیمی
پاسخ نیشدار و تحریک کننده به کسی دادن
مبین
تشر زدن
Figure
بازگشت به موضع یا شرایط قبلی
To quickly return to previous condition
To make a quick recovery
They want to snap back the U.N's previous sanctions.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی snap back
کلمه : snap back
املای فارسی : سنپ باک
اشتباه تایپی : سدشح ذشزن
عکس snap back : در گوگل

آیا معنی snap back مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )