برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1684 100 1
شبکه مترجمین ایران

snail

/ˈsneɪl/ /sneɪl/

معنی: نرم تن صدف دار، لیسک، انسان یا حیوان تنبل و کندرو، حلزون، خزیدن، وقت تلف کردن، بشکل مارپیچ جلو رفتن
معانی دیگر: (انواع شکم پایان آبزی یا خاکزی دارای سختپوست مارپیچ) حلزون

بررسی کلمه snail

اسم ( noun )
مشتقات: snail-like (adj.)
(1) تعریف: any of various aquatic or land mollusks that have a spiral shell and a wide, muscular foot which propels them slowly.

(2) تعریف: someone who moves or works very slowly.

واژه snail در جمله های نمونه

1. the snail slowly obtruded his tentacle
حلزون آهسته آهسته شاخک خود را بیرون داد.

2. The snail slides up the tower at last though the swallow mounteth it sooner.
[ترجمه ترگمان]به هر حال، حلزون زودتر از برج پایین می‌لغزد، هر چند که زودتر آن را قورت می‌دهند
[ترجمه گوگل]حلزون در نهایت قله را بالا می برد، هرچند که فرو برد آن را زودتر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Snail is a small plant - eating creature with a soft body.
[ترجمه ترگمان]snail موجود کوچک گیاهی است با بدن نرم
[ترجمه گوگل]حلزون یک گیاه گیاهی کوچک است که دارای یک بدن نرم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The snail went back into its shell.
[ترجمه 💖] حلزون به پوسته خود بازگشت|
[ترجمه ترگمان]حلزون دوباره به صدف می‌خورد
[ترجمه گوگل]حلزون بازگشت به پوسته خود را
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف snail

نرم تن صدف دار (اسم)
snail , shellfish
لیسک (اسم)
snail
انسان یا حیوان تنبل و کندرو (اسم)
snail
حلزون (اسم)
clams , snail , mollusc , mollusk
خزیدن (فعل)
shrink , ramp , couch , grovel , worm , snail , slither , crawl , creep , lie up , slime , snake
وقت تلف کردن (فعل)
idle , snail , frivol
بشکل مارپیچ جلو رفتن (فعل)
snail

معنی عبارات مرتبط با snail به فارسی

(جانور شناسی) لیسک ماهی (percina tanasi - ماهی ریز آب شیرین)
کند، بطی، آهسته پیما، کندرو، دارای قدم های کند واهسته، بطی ء

معنی کلمه snail به انگلیسی

snail
• gastropod mollusk with a coiled shell; slow person, sluggard
• a snail is a small, slimy, slow-moving animal with a spiral-shaped shell. some snails live on land and others live in water.
• if you move or do something at a snail's pace, you move or do it very slowly.
snail mail
• regular mail, normal postal service (not electronic mail)

snail را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Samin
حلزون نرم تن
tinabailari
🐌🐌 حلزون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی snail

کلمه : snail
املای فارسی : سنیل
اشتباه تایپی : سدشهم
عکس snail : در گوگل

آیا معنی snail مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )