برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1401 100 1

smoothness

/ˈsmuːðnəs/ /ˈsmuːðnəs/

معنی: صافی، سلاست، همواری

واژه smoothness در جمله های نمونه

1. he was kneading the clay into perfect smoothness
او گل (کوزه‌گری) را می‌سرشت و کاملا نرم می‌کرد.

2. I just love the smoothness of silk.
[ترجمه ترگمان]من فقط نرمی ابریشم رو دوست دارم
[ترجمه گوگل]من فقط صاف بودن ابریشم را دوست دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They admired the smoothness and efficiency with which the business was run.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها یکنواختی و کارایی را که کسب‌وکار در پیش داشت تحسین می‌کردند
[ترجمه گوگل]آنها از صافی بودن و کارایی که در آن کسب و کار اجرا شد، ستایش کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The wine possesses a smoothness and balanced depth which is rare at such a low price.
[ترجمه ترگمان]این شراب دارای یک عمق متعادل و متعادل است که در چنین قیمت پایینی نادر است
[ترجمه گوگل]شراب دارای صافی و عمق متعادل است که در چنین قیمت پایین نادر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Their limbs moved in naked smoothness, shifting against each other, intertwining.
...

مترادف smoothness

صافی (اسم)
filter , gloss , clearance , serenity , purity , smoothness , strainer , colander , leach , limpidity , scumble
سلاست (اسم)
expressiveness , smoothness , clearness , fluency
همواری (اسم)
smoothness

معنی smoothness در دیکشنری تخصصی

[سینما] همواری (در تدوین )
[عمران و معماری] نرمی
[پلیمر] صافی، نرمی، یکنواختی
[آمار] همواری
[برق و الکترونیک] شرایط همواری
[آمار] پیشین هموار
[ریاضیات] عمق نرمی

معنی کلمه smoothness به انگلیسی

smoothness
• state or quality of being smooth; evenness; quality of being unobstructed; calmness; quality of being polished or suave

smoothness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی بزرگیان
روانی، روان‌بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی smoothness
کلمه : smoothness
املای فارسی : سموتهنس
اشتباه تایپی : سئخخفادثسس
عکس smoothness : در گوگل

آیا معنی smoothness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )