برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1406 100 1

smoggy

/ˈsmɒɡi/ /ˈsmɒɡi/

معنی: مه دار، پوشیده از مه غلیظ، الوده با دود

واژه smoggy در جمله های نمونه

1. Mexico City is one of the world's smoggiest capitals.
[ترجمه جعفرزده] مکزیکوسیتی یکی از مه آلودترین پایتخت های جهان می باشد.
|
[ترجمه rezadinarvandi] مکزیکوسیتی یکی از مه الود ترین پایتخت های دنیاست
|
[ترجمه ترگمان]مکزیکوسیتی یکی از پایتخت‌های اصلی جهان است
[ترجمه گوگل]مکزیکو سیتی یکی از بزرگترین پایتخت های جهان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Skies remained smoggy and traffic was bumper-to-bumper during afternoon rush hour on freeways and Chang An Avenue, which cuts through the heart of the city.
[ترجمه ترگمان]در طی ساعت شلوغی بعد از ظهر در freeways و چانگ در خیابان، که قلب شهر را قطع می‌کند، آسمان‌ها همچنان smoggy و traffic باقی مانده بودند
[ترجمه گوگل]آسمانها همچنان دچار خستگی و ترافیک بودند و در طول ساعت عجله بعد از ظهر در بزرگراه ها و خیابان چانگ آن، که از طریق قلب شهر افتاد، سپر به سپر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف smoggy

مه دار (صفت)
hazy , misty , brumous , smoggy
پوشیده از مه غلیظ (صفت)
smoggy
الوده با دود (صفت)
smoggy

معنی کلمه smoggy به انگلیسی

smoggy
• of or pertaining to smog, characterized by smog
• smoggy places or air have a lot of smog.

smoggy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احسان ا
غبار آلود ، ریزگردی
M@ri@M
دودآلود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی smoggy
کلمه : smoggy
املای فارسی : سمگگی
اشتباه تایپی : سئخللغ
عکس smoggy : در گوگل

آیا معنی smoggy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )