برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1651 100 1
شبکه مترجمین ایران

slur

/sˈlɜːr/ /slɜː/

معنی: تهمت، اشاره، نشان، لکه بدنامی، پیوند، تقلب، لکه ننگ، خطاتحاد، مطلبی را حذف کردن، مطلب را نادیده گرفتن ورد شدن، باعجله کاری را انجام دادن، لکه دار کردن
معانی دیگر: نادیده انگاشتن، زیر سبیلی رد کردن، لاپوشانی کردن، ماست مالی کردن (معمولا با: over)، سرسری گرفتن، زود رد شدن، توهین، تحقیر، ناسزا گویی، (با شتاب و بی دقتی تلفظ کردن و بخشی از صدای واژه را خوردن) جویده جویده حرف زدن، بریده بریده حرف زدن، (محلی) لکه دار کردن، بدنام کردن، چرکین کردن، (به ویژه چاپ) رنگ ها را قاتی کردن، لک انداختن، بدگویی کردن، پست شمردن، تحقیر کردن، (موسیقی) بدون مکث از یک نت به نت دیگر رفتن، لکه، طاس گرفتن برای تقلب درنرد

بررسی کلمه slur

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: slurs, slurring, slurred
(1) تعریف: to speak of disparagingly; belittle.
مترادف: affront, disparage, insult
مشابه: abuse, belittle, blacken, denigrate, discredit, disgrace, dishonor, malign, revile, slander, smear, smirch, sully, vilify, wrong

- She would not allow her late husband's reputation to be slurred, and she demanded that the newspaper print a retraction.
[ترجمه آیدا.ام دی اچ] او اجازه نمیداد،که شهرت همسر مرحومش لکه دار شود،و خواستار این شد که روزنامه یک تکذببیه چاپ کند.
|
[ترجمه ترگمان] او اجازه نمی‌داد که شهرت شوهر مرحومش to باشد، و از روزنامه تقاضا کرد که روزنامه‌ای را چاپ کند
[ترجمه گوگل] او اجازه نخواهد داد شهرت دیرهنگام شوهرش را نادیده بگیرد و خواستار آن شد که روزنامه به عقب برگردد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to run (sounds or words) together; pronounce indistinctly.
مترادف: elide
مشابه: drawl, garble, mumble

- She'd drunk quite a lot of wine and she was slurring her words.
[ترجمه ترگمان] کل ...

واژه slur در جمله های نمونه

1. he should not slur his lesson
نباید درس خود را سرسری بگیرد.

2. This is yet another slur on the integrity of the Metropolitan Police.
[ترجمه ترگمان]این هنوز هم یکی دیگر از integrity پلیس متروپولیتن است
[ترجمه گوگل]این یکی دیگر از انحرافات یکپارچگی پلیس متروپولیتن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The comments cast a slur on her character.
[ترجمه ترگمان]این نظرات به شخصیت او توهین کردند
[ترجمه گوگل]نظرات این کار را بر شخصیت او متمرکز ساخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The joke was seen as a slur against the mentally ill.
[ترجمه ترگمان]این جوک رو به عنوان a علیه بیمار روانی دیده بودن
[ترجمه گوگل]شوخی به نظر می رسد به عنوان بدبینانه در برابر بیماری روانی دیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His comments cast a slur on the integrity of his employees.
[ترجمه ترگمان]نظرات او باعث بدنامی کارمندان او شد
[ترجمه گوگل]دیدگاه های وی باعث ایجا ...

مترادف slur

تهمت (اسم)
abuse , libel , accusation , scandal , defamation , accusal , delation , slur , smear word
اشاره (اسم)
slur , inkling , action , gesture , mention , hint , indication , allusion , warning , innuendo , suggestion , manifest , ensign , beck , symbol , gest , insinuation , referral
نشان (اسم)
trace , attribute , tally , score , slur , benchmark , indication , token , aim , show , sign , seal , stamp , target , mark , marking , insignia , signal , emblem , symptom , brand , presage , track , banner , badge , clue , standard , ensign , vexillum , impress , hallmark , plaque , caret , chalk , cicatrix , symbol , vestige , medal , memento
لکه بدنامی (اسم)
slur , brand
پیوند (اسم)
graft , connection , linkage , union , synthesis , slur , link , nexus , confederacy , grafting , hyphen , ligament , zonule
تقلب (اسم)
malversation , slur , fakery , deception , fraud , swindle , skullduggery , skulduggery
لکه ننگ (اسم)
slur , stigma
خطاتحاد (اسم)
slur
مطلبی را حذف کردن (فعل)
slur
مطلب را نادیده گرفتن ورد شدن (فعل)
slur
باعجله کاری را انجام دادن (فعل)
slur
لکه دار کردن (فعل)
distaste , foul , blame , blemish , slur , speck , soil , brand , denigrate , gaum , taint , stain , traduce , besmirch , tarnish , smear , calumniate , maculate , mottle , smirch , sully , smutch , stigmatize , stipple

معنی کلمه slur به انگلیسی

slur
• stain, blemish, mark; insult, disgrace, slight, disparagement; indistinct sound, slurred sound; arc-like symbol that connects two or more notes and indicates that they are to be played smoothly (music)
• speak indistinctly; stain, blemish; insult, disparage, belittle; pass over, ignore; play or sing a series of notes in a smooth and connected manner (music)
• a slur is an insulting remark which could damage someone's reputation.
• if you slur your speech or if it slurs, you do not pronounce your words clearly, often because you are drunk.

slur را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رهام
شعار
Sattar.sh
Slur:فحش و ناسزا
Syn:insult
Example:racial slur
توهین نژادی
مهاجر
تلفظ کردن اصوات کلمات به صورت غلط یا غیر واضح و نامفهوم
غیر واضح صحبت کردن

to pronounce the sounds of a word in a way
that is wrong or not clear
الهام قدوسی
جویده جویده حرف زدن
Sunflower
To pass over (a fact or aspet) so as to conceal or minimize it.



You have slurred the meaning of the words

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی slur

کلمه : slur
املای فارسی : سلور
اشتباه تایپی : سمعق
عکس slur : در گوگل

آیا معنی slur مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )