برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

slow up

واژه slow up در جمله های نمونه

1. We slowed up when we saw the police.
[ترجمه ترگمان]وقتی پلیس رو دیدیم یواش کردیم
[ترجمه گوگل]هنگامی که پلیس را دیدیم، ما کم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Slow up a bit, or you'll make yourself ill.
[ترجمه ترگمان]یواش یواش، وگرنه خودت را ناخوش خواهی کرد
[ترجمه گوگل]کمی ببندید یا خودتان را بیمار کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The game slowed up a little in the second half.
[ترجمه ترگمان]بازی در نیمه دوم کم شد
[ترجمه گوگل]این بازی در نیمه دوم کمی کاهش پیدا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Ian slowed up as he approached the traffic lights.
[ترجمه ترگمان]وقتی به چراغ‌قرمز نزدیک شد، ایان سرعتش رو کم کرد
[ترجمه گوگل]ایان با نزدیک شدن به چراغ راهنمایی، آهی کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You should sl ...

معنی کلمه slow up به انگلیسی

slow up
• decrease in speed

slow up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس نعمتی فر
آرام تر کردن، کم کردن فعالیت، کاهش تأثیر چیزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی slow up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )