برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1403 100 1

slow moving


کندرو

واژه slow moving در جمله های نمونه

1. slow-moving vehicles
وسایط نقلیه‌ی کندرو

2. slow-moving vehicles
وسائط نقلیه‌ی کندرو

3. slow-moving vehicles intefere with the free flow of traffic
وسایط نقلیه‌ی کندرو،جریان آزادانه‌ی ترافیک را مختل می‌کنند.

4. The streets were jammed with slow moving traffic, army convoys moving north-east.
[ترجمه ترگمان]خیابان‌ها با تردد آرام، کاروان‌های ارتشی که به سمت شمال شرق حرکت می‌کردند، فشرده شده‌بودند
[ترجمه گوگل]خیابان ها با ترافیک آهسته حرکت می کردند، کامیون های ارتش در شمال شرق حرکت می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The water is crystal clear and slow moving, usually neutral or a little acid.
[ترجمه ترگمان]آب شفاف و حرکت کند، معمولا خنثی یا یک اسید کم است
[ترجمه گوگل]آب کریستال روشن و آهسته حرکت می کند، معمولا خنثی یا کمی اسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The reality is a slow moving animal that you have to try hard to be trapped by.
[ترجمه ترگمان]واقعیت یک حیوان حرکت آهسته است که باید سخت تلاش کنید تا به دام بیفتند
[ترجمه گوگل] ...

معنی کلمه slow moving به انگلیسی

slow moving line
• line that advances at a slow pace
slow moving negotiations
• negotiation that advances at a slow pace
slow moving queue
• line that advances at a slow pace

slow moving را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی slow moving
کلمه : slow moving
املای فارسی : سلو موینگ
اشتباه تایپی : سمخص ئخرهدل
عکس slow moving : در گوگل

آیا معنی slow moving مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )