برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1438 100 1

slosh

/sˈlɑːʃ/ /slɒʃ/

معنی: لجن، مشروب لزج، غذای چسبناک، گل، ول گشتن، خودرا بالجن وگل ولایالودن، در اب چلپ و چلوپ کردن
معانی دیگر: (آبگونه را) هم زدن، آمیختن، تکان دادن، خوب مخلوط کردن، (آبگونه را) به مقدار زیاد به چیزی زدن، با بی دقتی مالیدن، (در آب یا برفاب یاگل و لای) چلپ چلوپ کردن، هم ور آمدن، رجوع شود به: slush

بررسی کلمه slosh

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: sloshes, sloshing, sloshed
(1) تعریف: to move with a splashing sound through water, slush, or mud.

- They sloshed across the flooded road.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها در جاده سیل سیل راه می‌رفتند
[ترجمه گوگل] آنها در سراسر جاده آب گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of a liquid, to splash against the sides of its container.
فعل گذرا ( transitive verb )
(1) تعریف: to move (something) hastily around in a liquid.

- She sloshed the film through the chemicals.
[ترجمه ترگمان] او فیلم را از طریق مواد شیمیایی به نمایش گذاشت
[ترجمه گوگل] او فیلم را از طریق مواد شیمیایی پخش کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to pour or apply (liquid) so that it splashes sloppily.
مشابه: dash

- He sloshed beer onto the floor.
[ترجمه ترگمان] آبجو را پر کرد و ر ...

واژه slosh در جمله های نمونه

1. Don't slosh too much water on the floor when you're having a bath.
[ترجمه ترگمان]وقتی داری حموم می‌کنی آب خیلی زیادی روی زمین ریخته
[ترجمه گوگل]هنگام حمام کردن، آب بیش از حد بر روی زمین نگذارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Slosh a bit of paint on.
[ترجمه ترگمان]یه ذره رنگ روشن کن
[ترجمه گوگل]کمی از رنگ بر روی آن بکشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Slosh on a bit of this, and that should do it.
[ترجمه ترگمان]کمی این کار را انجام دهید و این کار را باید انجام دهید
[ترجمه گوگل]در مورد کمی این کار را انجام دهید و باید این کار را انجام دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He actually heard it slosh around in his crotch.
[ترجمه ترگمان] اون واقعا صدای slosh رو توی crotch شنید
[ترجمه گوگل]او در واقع شنیده بود که در اطراف آن شکسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف slosh

لجن (اسم)
ooze , mud , slub , silt , slob , mire , slough , slobber , slush , slosh , sludge , slop
مشروب لزج (اسم)
slosh
غذای چسبناک (اسم)
slosh
گل (اسم)
mud , clay , lair , blossom , flower , silt , slob , slobber , slosh
ول گشتن (فعل)
traipse , hang around , putter , slosh
خودرا بالجن وگل ولایالودن (فعل)
slosh
در اب چلپ و چلوپ کردن (فعل)
slosh

معنی کلمه slosh به انگلیسی

slosh
• slush, half-melted snow, watery mud; splashing sound
• walk through slush, splash through water or mud; spill or splash a liquid; agitate within a liquid
• if a liquid sloshes or if you slosh it, it splashes or moves around in a messy way.

slosh را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی slosh
کلمه : slosh
املای فارسی : سلش
اشتباه تایپی : سمخسا
عکس slosh : در گوگل

آیا معنی slosh مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )