برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1678 100 1
شبکه مترجمین ایران

slipping


System.String[]

واژه slipping در جمله های نمونه

1. a slipping market
بازار در حال نزول

2. the patient is slipping fast
حال بیمار به سرعت بدتر می‌شود.

3. they sand the frozen steps to prevent slipping
برای جلوگیری از لیز خوردن،پله‌های یخ‌زده را شن‌پاشی می‌کنند.

مترادف slipping

لیز (اسم)
slab , slipping

معنی slipping در دیکشنری تخصصی

slipping
[عمران و معماری] لغزش
[سینما] کلاچ صفحه لغزان

slipping را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ر. ف
تنزل
ونوس
داخل کردن
.
در حال سر خوردن
نیلی
لغزیدن
اس
مخالف پیشرفت
نزول کردن سقوط کردن
لغزیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی slipping
کلمه : slipping
املای فارسی : سلیپپینگ
اشتباه تایپی : سمهححهدل
عکس slipping : در گوگل

آیا معنی slipping مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )