برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1723 100 1
شبکه مترجمین ایران

slicks

واژه slicks در جمله های نمونه

1. oil slicks could be seen all over the persian gulf
در سرتاسر خلیج فارس لکه‌های نفت دیده می‌شد.

2. her picture appeared in many slicks
عکس او در چندین مجله‌ی پر زرق و برق ظاهر شد.

slicks را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا
Racing slick نوی لاستیک صاف جهت مسابقات فرمول یک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی slicks مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )