برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

slangy

/ˈslæŋi/ /ˈslæŋi/

معنی: عام، عامیانه
معانی دیگر: همانند یا وابسته به زبان خودمانی یا لوترا، لوترایی، خودمانی

بررسی کلمه slangy

صفت ( adjective )
حالات: slangier, slangiest
مشتقات: slangily (adv.), slanginess (n.)
(1) تعریف: of, relating to, or being slang.

- a slangy phrase
[ترجمه ترگمان] واژه عامیانه عامیانه،
[ترجمه گوگل] یک عبارت لعنتی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: tending to use slang.

- a slangy subculture
[ترجمه ترگمان] یک خرده‌فرهنگ (slangy)
[ترجمه گوگل] یک زیر کشت فرهنگ لغت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه slangy در جمله های نمونه

1. The play was full of slangy dialogue.
[ترجمه ترگمان]نمایش پر از گفتگوی slangy بود
[ترجمه گوگل]این بازی پر از گفتگوی لاغر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Monty broke into slangy, rapid French, gesticulating and hopping from foot to peg-leg and back again.
[ترجمه ترگمان]مونتی به سرعت خود را به slangy رساند، فرانسوی سریع، دست‌ها را تکان داد و از پا به پا و عقب پرید
[ترجمه گوگل]مونتی به زنجیر، فرانسوی سریع، زانو زده و از پاها به پاها و عقب باز می گردد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In order for slang to be slangy, it has to have a feeling of perpetual newness.
[ترجمه ترگمان]برای آرگو که عامیانه باشد، باید یک احساس تازه و تازگی داشته باشد
[ترجمه گوگل]برای اینکه اسلحه به اسلحه برسد، باید احساس جدید بودن دائمی داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Don't use such slangy expressions in your essays.
[ترجمه ترگمان]از چنین اصطلاحاتی در مقالات خود استفاده نکنید
[ترجمه گوگل]از اصطلاحات آشکار در مقالات خود استفاده نکنید
...

مترادف slangy

عام (صفت)
vernacular , common , general , illiterate , ignorant , folksy , substandard , slangy
عامیانه (صفت)
vulgar , folksy , slangy

معنی کلمه slangy به انگلیسی

slangy
• pertaining to slang; tending to use slang; informal, colloquial
• slangy speech or writing has a lot of slang in it.
slangy hebrew
• street talk, language which includes colloquial expressions and obscenities

slangy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جلیل جعفری
چاله میدانی، کوچه بازاری، داش مشتدی، لات، امی، عامی.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی slangy

کلمه : slangy
املای فارسی : سلنگی
اشتباه تایپی : سمشدلغ
عکس slangy : در گوگل

آیا معنی slangy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )