برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1649 100 1
شبکه مترجمین ایران

size

/ˈsaɪz/ /saɪz/

معنی: اندازه، قالب، قد، سایز، چسبزنی، میزان، مقدار، بر اورد کردن، اهار زدن
معانی دیگر: (جامه و کفش و کلاه و غیره) اندازه، بزرگی، زیادی، کلانی، رشد، شماره، تعداد، (عامیانه) وضع، به اندازه ی خاصی درآوردن، (طبق اندازه) مرتب کردن، ردیف کردن، آهار، چسب، ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه

بررسی کلمه size

اسم ( noun )
(1) تعریف: the physical extent or dimensions of anything.
مترادف: breadth, dimension, extent, span
مشابه: magnitude, measure, measurement, proportion

- She was surprised at the size of his hands.
[ترجمه ترگمان] از اندازه دستش تعجب کرده بود
[ترجمه گوگل] او در اندازه دستهایش شگفت زده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: measure of relative largeness or smallness according to a graduated scale.
مترادف: dimension, measure, measurement
مشابه: magnitude

- What is your shirt size?
[ترجمه ترگمان] سایز لباست چیه؟
[ترجمه گوگل] اندازه تی شرت شما چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: dimension, quantity, or amount.
مترادف: amount, dimension, magnitude, measure, proportions, quantity, range, scope

- She was happy with the size of her new salary.
[ترجمه ترگمان] به اندازه حقوق تازه او خوشحال بود
[ترجمه گوگل] او با اندازه حقوق جدیدش خوش ...

واژه size در جمله های نمونه

1. size up
(عامیانه) 1- برآورد کردن،سنجیدن 2- برانداز کردن 3- واجد شرایط بودن یا شدن

2. a size 7 hat
کلاه سایز هفت

3. the size of a tree
اندازه‌ی یک درخت

4. the size of his power and potentialities
میزان قدرت و امکانات او

5. the size of the box was augmented considerably
اندازه‌ی جعبه به طور قابل ملاحظه‌ای بزرگ‌تر شد.

6. what size dress do you wear?
اندازه‌ی پیراهن شما چیست‌؟

7. equality of size
برابری اندازه

8. of middle size
دارای اندازه‌ی متوسط

9. that's the size of it
وضع چنین است.

10. the enormous size of the pacific ocean
اندازه‌ی عظیم اقیانوس آرام

11. the formidable size of his opponent daunted him
هیکل هیبت‌انگیز حریف او را مرعوب کرد.

12. the mind-boggling size of the milky way
وسعت شگفت‌انگیز راه شیری

13. the prodigious size of the white ogre
هیکل سهمگین دیو سفید

14. cut of size
...

مترادف size

اندازه (اسم)
tract , limit , extent , measure , bulk , volume , span , size , gage , gauge , deal , scale , quantity , quantum , magnitude , measurement , meter , indicator , dimension
قالب (اسم)
format , case , size , ingot , pat , standard , cast , mandrel , cake , model , template , mold , mandril
قد (اسم)
length , size , stature
سایز (اسم)
size
چسبزنی (اسم)
size
میزان (اسم)
measure , rate , adjustment , bulk , criterion , level , amount , size , mete , balance , quantum , equilibrium , equipoise , dimension , scales
مقدار (اسم)
extent , measure , value , content , amount , size , deal , scantling , quantity , quantum , magnitude , proportion , mouthful , percentage , certain number , dose , summa
بر اورد کردن (فعل)
rate , calculate , estimate , size , assess
اهار زدن (فعل)
size , starch

معنی عبارات مرتبط با size به فارسی

الت اندازه گیری پا، قالب اندازه گیری
(عامیانه) 1- برآورد کردن، سنجیدن 2- برانداز کردن 3- واجد شرایط بودن یا شدن
اندازه کنده
(عامیانه) خجل کردن، خجلت زده کردن، از شهرت و اعتبار کسی کاستن
(عامیانه) سر جای خود نشاندن، نوک کسی را چیدن، ادب کردن
(امریکا - جامه ی زنانه) لباس اندازه ی 1212 تا2412 ویژه ی بانوان پهن هیکل
ذات جدا دانستن - شخصیت دادن به - مسلم فر­ کردن
(بیشتر در مورد تختخواب و سیگار) بزرگتر از معمول، بزرگ (king-sized هم می گویند)
(کاغذ) قطع رحلی (کاغذ قطع 8/5 در 13 یا 14 اینچ) (legal-sized هم می گویند)
خردتر، کوچکتر
(نقاشی و پیکرتراشی و غیره) به اندازه ی طبیعی یا واقعی (life-sized هم می گویند)، در مورد مجسمه وتصویر وغیره باندازه شخص زنده، باندازه طبیعی
پس از لندن نیویورک بزرگترین شهراست
اندازه مناسب یک مرد
...

معنی size در دیکشنری تخصصی

size
[عمران و معماری] اندازه - چسب
[کامپیوتر] اندازه - نگاه کنید به scale .
[برق و الکترونیک] اندازه
[فوتبال] اندازه
[مهندسی گاز] اندازه ، بعد ، باندازه گردن
[نساجی] آهار - آهار زدن - نمره نخ - اندازه - ابعاد - مقدار - جیره - به اندازه در آوردن
[ریاضیات] اندازه، بزرگی، مرتبه، حجم
[پلیمر] آهار
[آمار] اندازه
[آمار] تحلیل اندازه و شکل
[نساجی] حمام آهار
[نساجی] مخزن آهار - ظرف آهار
[نساجی] غلظت آهار
[ریاضیات] توزیع اندازه (ذرات)
[شیمی] تاثیر اندازه
[پلیمر] کروماتوگرافی اندازه طردی
[عمران و معماری] ضریب اندازه - عامل ابعادی - عامل اندازه
[عمران و معماری] شماره اندازه
[ریاضیات] اندازه ی بلوک
[آمار] اندازه بلوک
[کامپیوتر] اندازه بلوک تخصیص .
Aperture ...

معنی کلمه size به انگلیسی

size
• spatial dimension; measurement; extent, degree; adhesive used to fill pores in paper and cloth
• arrange according to size; cover with size (type of adhesive)
• you can add -sized or -size to nouns to form adjectives that describe the size of something.
• the size of something is how big or small it is.
• the size of something is also the fact that it is very large.
• a size is one of a series of graded measurements, especially for things such as clothes or shoes.
• if you cut someone down to size, you embarrass or humiliate them in order to make them aware that they are not as important as they think they are.
• if you size up a person or situation, you carefully look at the person or think about the situation, so that you can decide how to act; an informal expression.
size down
• arrange in order from smallest to largest
size two
• size thirty eight
size up
• assess; try to figure out; check something out in order to make a judgment about it
actual size
• real dimensions, true proportions
approximate size
• estimated size, supposed mass
at full size
• at actual size, when fully grown, at full length
double size
• twice the size
economy size
• larger quantity for a lower price
full size
• full-size or full-sized things have finished growing and will not become any larger.
• you can also use full-size to describe things that are the same size as the thing they represent.
jumbo size
• very large size
...

size را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

hesam
ظرفیت
تینا
جثه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی size

کلمه : size
املای فارسی : سیز
اشتباه تایپی : سهظث
عکس size : در گوگل

آیا معنی size مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )