برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1708 100 1
شبکه مترجمین ایران

sit on one's hands

/sɪt ɑn wʌnz hændz/ /sɪt ɒn wʌnz hændz/

معنی کلمه sit on one's hands به انگلیسی

sit on one's hands
• remain idle, do nothing

sit on one's hands را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

001-002
در مورد مشکلی هیچ کاری نکردن
؟ Yet we're the ones sitting on our hand
هنوزم ما کسانی هستیم که هیچ کاری نمی کنیم؟
مرتضی حمزه سرکانی
دست روی دست گذاشتن؛ هیچ کاری انجام ندادن

مثال:
1.They lost the office because their traditional supporters sat on their hands and stayed at home.
1. آنها شرکت را از دست دادند، چون حامیان قدیمی‌شان دست روی دست گذاشتند و در خانه‌های خود ماندند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی sit on one's hands مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )