برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1409 100 1

silver

/ˈsɪlvər/ /ˈsɪlvə/

معنی: نقره، سیم، پول نقره، نقره پوش کردن، نقره فام شدن
معانی دیگر: پول، ثروت، مال و منال، نقره فام، سیمین فام، سیمگون، سفید خاکستری، نقره ای، دارای نقره یا روکش نقره یا آب نقره، وابسته به نقره، (پول) بر مبنای نقره، بلیغ، روان، فصیح، سلیس، نقره فام کردن یا شدن، سیمین رنگ کردن یا شدن، گینه (نشان: ag، وزن اتمی: 107/868، شماره ی اتمی: 47، چگالی: 10/43، نقطه ی گداز: 961/9 درجه سانتیگراد، نقطه ی جوش: 2163 درجه سانتیگراد)، سکه ی نقره، کارد چنگال (از نقره یا فلز دیگر - silverware هم می گویند)، ظروف نقره ای، ماده ی نقره فام که پشت آینه می مالند، ملح نقره (در عکاسی)، مخفف: silver medal، هوادار پایه ی نقره، دارای صدا یا تن سیمین (ملایم و آشکار)، وابسته به جشن 25 سالگی ازدواج (و غیره)، آب نقره دادن، با نقره روکش کردن، اکلیل زدن، نقره ای کردن یا شدن

بررسی کلمه silver

اسم ( noun )
(1) تعریف: a chemical element that has forty-seven protons in each nucleus and that occurs in pure form as a white, ductile, highly lustrous and reflective metal solid, used esp. in making jewelry, coins, bullion, table utensils, and the like. (symbol: Ag)

(2) تعریف: coins or bullion made of silver, used as a commodity or medium of exchange.
مشابه: change

(3) تعریف: money; cash.
مشابه: green

(4) تعریف: table articles such as flatware, esp. made of or coated with silver; silverware.

(5) تعریف: a grayish white metallic color like that of silver.
صفت ( adjective )
(1) تعریف: made of, coated with, containing, or yielding silver.

(2) تعریف: resembling silver in color, luster, value, or the like.

(3) تعریف: pleasant-sounding, eloquent, or persuasive.

- silver words
[ترجمه ترگمان] حرف‌های نقره!
[ترجمه گوگل] کلمات نقره ای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) ...

واژه silver در جمله های نمونه

1. silver bromide
برمید نقره

2. silver coating
روکش نقره‌ای

3. silver leaf
رویه‌ی نقره‌ای

4. silver thread
نخ نقره‌ای

5. silver vessels of various seizes
ظروف نقره به اندازه‌های مختلف

6. a silver tea service
یک دست ظروف چایخوری نقره

7. a silver tongue
زبان روان

8. quaternary silver
نقره‌ی چهار جزئی

9. standard silver
نقره‌ی استانده

10. the silver phase of the red fox
رنگامه‌ی نقره فام روباه قرمز

11. the silver standard
پایه‌ی نقره،نظام پولی بر مبنای نقره (نه طلا)

12. the silver tray needs to be polished, it is badly tarnished
سینی نقره نیاز به جلا دادن دارد چون بد جوری سیاه شده است.

13. virgin silver
نقره‌ی خالص

14. gold and silver artifacts found in a prehistoric tomb
ابزار زرین و سیمین یافته شده در یک قبر ماقبل تاریخ
...

مترادف silver

نقره (اسم)
argent , silver , argentine
سیم (اسم)
string , chord , argent , silver , cord , wire , bream , line , money , pus
پول نقره (اسم)
argent , silver
نقره پوش کردن (فعل)
silver
نقره فام شدن (فعل)
silver

معنی عبارات مرتبط با silver به فارسی

(اسطوره ی یونان و روم) عصر نقره (که پس از عصر طلا آمد)
(گیاه شناسی) درخت لعل (جنس halesia از خانواده ی storax - بومی آمریکای شمالی)، درخت لعل halesiacarolina
رجوع شود به: paper birch
(شیمی - ترکیب بلورین: agbr) برومید نقره
(سابقا - امریکا) اسکناس قابل تبدیل به نقره
(شیمی) کلرید نقره (agcl)
محبت مادر وفرزندی، همبستگی مادر وفرزند
زرورق نقره فام، ورقه ی نازک نقره
(جانورشناسی) روباه نقره فام (vulpes fulva - بومی امریکا - red fox هم می گویند)، روباه نقره فام
نقره ی آب طلا کاری شده
خاکستری نقره فام
(جانورشناسی) ماهی هیک (merluccius bilinearis - بومی سواحل خاوری امریکای شمالی)
سیمینه ای که زردر ان کار کرده باشند
silver iodide ...

معنی silver در دیکشنری تخصصی

silver
[شیمی] نقره ، سیم ، گینه
[برق و الکترونیک] نقره عنصر فلزی قیمتی که رسانایی الکتریکی آن بهتر از مس است . از آن در ساخت نقاط اتصال رله ها و سوییچها و به صورت آبکساری روی قطعات الکترونیکی ، به دلیل مقاومت بالا در برابر خوردگی ، استفاده می شود . عدد اتمی آن 47 و وزن اتمی آن 07/87 است .
[زمین شناسی] سیم ،نقره - فرمول شیمیایی : Ag - درصد مواد : Ag=100%همراه با Bi,Hg,Au,Cu,Sb,Pt, As - سیستم تبلور: کوبیک - رده بندی:عنصر - رخ:بدون رخ با شکستگی دندانه ای - جلا: فلزی - اشکال ظاهری :بلوری ، دندریتی ، رشته ای و سیمی ، توده ای و متراکم - ژیزمان : کمیاب ؛آلمان ، به صورت بلور های درشت در نروژ ، چک و اسلواکی، کانادا ، امریکا ، بولیوی ، مکزیک - خواص شیمیایی : در شعله گاز ذوب می شود و در اسید نیتریک و کلریدریک حل می شود و با H2S سیاه می شود - رنگ کانی : سفید نقره ای که با گذشت زمان سیاه می شود - رنگ خاکه: سفید براق - تشابه کانی شناسی : آکانتیت ، پلاتین - پاراژنز : آکانتیت ،گالن ، آرسنیت کبالت و نیکل - منشا تشکیل :هیدروترمال ، ثانوی ، رسوبی - شکل بلورها: شش سطحس و هشت سطحی - محل پیدایش: چک و اسلواکی - نام آن از کلمه لاتینargentum گرفته شده است - سختی : 2.5 _ 3 - چگالی :9.6 _ 12
[نساجی] کز دادن - زدودن الیاف باز شده و بالا آمده از سطح نخ و پارچه پنبه ای توسط شعله
[زمین شناسی] الکترود نقره/ کلرید نقره ، به علت ساده بودن، ارزان بودن پایدار بوده و غیر سمی بودن آن کاربد فراوان دارد. بیشترین استفاده این الکترود در محلول کلرید پتاسیم اشباع شده است که غلظت آن بین 3.5 مول تا 3 دسی مول است.
[نساجی] پارچه ای با تار نقره ای رنگ و پود ابریشم
...

معنی کلمه silver به انگلیسی

silver
• family name
• ag, argentum, whitish metallic element (chemistry); element used to make jewelry, coins, etc.; coins made of silver; money; silverware; grayish-white metallic color
• make silvery in color; coat with silver, plate with silver
• made from silver; plated with silver; resembling silver; having a clear ringing sound, resonant; eloquent, having a pleasing sound; of a 25th anniversary
• silver is a valuable greyish-white, shiny metal used for making jewellery and ornaments.
• silver is also coins that look like silver.
• in a house, the silver is the things that are made from silver, for example cutlery.
• something that is silver in colour is greyish-white.
• a silver is the same as a silver medal.
• a silver anniversary, jubilee, or wedding is the 25th anniversary of an important event or of the wedding.
silver age
• period of the history of mankind (mythology)
silver birch
• a silver birch is a tree. it has a greyish-white trunk and branches, and its bark looks as if it is peeling off from the trunk.
silver bullet
• miraculous solution
silver foil
• paper made of silver, paper made of aluminum
silver fox
• type of animal that resembles a small dog
silver gilt
• silver that is plated with gold
silver haired
• having gray hair
silver iodide
• substance used to seed clouds, substance used to induce rain
silver jubilee
• 25th anniversary
silver lining
• a silver lining is something good that comes out of a bad s ...

silver را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

المبرا محمودجانلو
خرده، تکه باریک
خرده شیشه silvers of glass
Motahare
نقره،فلز گرانبها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی silver
کلمه : silver
املای فارسی : سیلور
اشتباه تایپی : سهمرثق
عکس silver : در گوگل

آیا معنی silver مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )