برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

silhouette

/ˌsɪləˈwet/ /ˌsɪluːˈet/

معنی: شبح، نیمرخ، محیط مریی، نقاشی سیاه یکدست، بصورت نیمرخ سیاه نشان دادن
معانی دیگر: به صورت سیاه نما یا سیاه رخ نشان دادن، تصویر سایه نما، سیه نما، سیه نیم چهر، نیم چهرسیاه، سیاه رخ، رجوع شود به: contour، نیمر، نیمر  هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست، بصورت نیمر  سیاه نشاندادن

بررسی کلمه silhouette

اسم ( noun )
(1) تعریف: an outline or profile, filled in with a solid dark color, esp. of a person's head.
مشابه: outline

(2) تعریف: any dark figure seen against a light background, so that details are obscure.

- From the highway, we saw the silhouette of the city's magnificent skyline against the sunset.
[ترجمه ترگمان] ما از بزرگراه، تصویر سایه نمای زیبای شهر را در برابر غروب خورشید می‌دیدیم
[ترجمه گوگل] از بزرگراه، ما شاهد شبح چشم انداز شگفت انگیز شهر در برابر غروب خورشید بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: silhouettes, silhouetting, silhouetted
• : تعریف: to display or outline in silhouette.

واژه silhouette در جمله های نمونه

1. he simplified the profile by turning it into a silhouette
با تبدیل نیمرخ به سیه‌نما آن را ساده کرد.

2. The mountains stood out in silhouette.
[ترجمه ترگمان]کوه‌ها در تاریکی ظاهر شدند
[ترجمه گوگل]کوه ها در شب قدر ایستاده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The silhouette of the bare tree on the hill was clear against the winter sky.
[ترجمه ترگمان]سایه درخت عریان روی تپه در برابر آسمان زمستانی صاف بود
[ترجمه گوگل]شبح درخت برهنه بر روی تپه در برابر آسمان زمستان روشن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He drew the city in silhouette.
[ترجمه ترگمان]او شهر را در سای هاش گرفت
[ترجمه گوگل]او شهر را در شبح جلب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I could see its black silhouette against the evening sky.
[ترجمه ترگمان]می‌توانستم نیم‌رخ سیاه او را در برابر آسمان شب ببینم
[ترجمه گوگل]من می توانستم شبح سیاه آن را در برابر آسمان ...

مترادف silhouette

شبح (اسم)
apparition , target , phantom , ghost , silhouette , specter , sprite , spook , caddy , simulacrum , eidolon , spectrum , fantom , phantasm , phantasma , umbra , wraith
نیمرخ (اسم)
silhouette , profile , sideview
محیط مریی (اسم)
silhouette
نقاشی سیاه یکدست (اسم)
silhouette
بصورت نیمرخ سیاه نشان دادن (فعل)
silhouette

معنی silhouette در دیکشنری تخصصی

[سینما] تصویر سیاه - ضد نور - ضد نور (سیلوئت ) - نیمرخ
[نساجی] هر شکل تیره رنگ روی زمینه روشن ( در پارچه )
[سینما] متحرک سازی سایه ها

معنی کلمه silhouette به انگلیسی

silhouette
• dark image outlined against a lighter background
• show in silhouette, display as a dark image against a light background
• a silhouette is the outline of a dark shape against a bright light or pale background.

silhouette را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sara
هاله
Younez
عکس نیمرخ
Younes
عکس نیمرخ
Mahshid matin
عکس کاملا سیاه یا تاریک در زمینه روشن
بینام
تصویری تاریک و سیاه در زمینه ای روشن(برای مثال وقتی خورشید در ساحل در حال غروب کردنه و فردی بره جلوش ،در این صورت شما فقط یک جسمی میبینید که به صورت تاریک در زمینه روشن خورشید دیده میشه و جزئیات چهره یا بدن فرد مشخص نیست)
هدی چامه‌ای
سایه‌نما
جلال قاسمی
الگو (در خیاطی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی silhouette

کلمه : silhouette
املای فارسی : سیلهوت
اشتباه تایپی : سهماخعثففث
عکس silhouette : در گوگل

آیا معنی silhouette مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )