برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1679 100 1
شبکه مترجمین ایران

signalled

واژه signalled در جمله های نمونه

1. he signalled his wife to leave the room
به زنش اشاره کرد که اتاق را ترک کند.

2. he signalled the fleet to turn back
به ناوگان علامت داد که برگردند.

signalled را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

موسی
اگر به صورت فعل باشه به معناهای :با علامت ابلاغ کردن، با اشاره رساندن، خبر دادن، علامت دادن

اگر به صورت صفت باشه به معناهای : سیگنال، علامت، نشان، راهنما، اخطار،ابلاغ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی signalled مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )