برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1623 100 1
شبکه مترجمین ایران

sidney

/ˈsɪdni/ /ˈsɪdni/

اسم خاص مذکر (مخفف: sid)

واژه sidney در جمله های نمونه

1. Oh, hi there. You must be Sidney.
[ترجمه ترگمان] اوه، سلام تو باید سیدنی باشی
[ترجمه گوگل]اوه سلام سلام شما باید سیدنی باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The new Sidney Shelton novel is to be adapted for film later in the year.
[ترجمه ترگمان]این رمان جدید سیدنی در سال آینده برای فیلم ساخته خواهد شد
[ترجمه گوگل]رد جدید سیدنی شلتون برای فیلم در سال آینده اقتباس شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Sidney as a poet, therefore, understandably asserts the improving role of poetry against those hostile to literature.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، سیدنی به عنوان یک شاعر، تاکید می‌کند که اصلاح نقش شعر بر علیه آنانی که مخالف ادبیات هستند
[ترجمه گوگل]بنابراین، سیدنی به عنوان شاعری، به وضوح تصور می کند نقش بهبود شعر علیه متفکران ادبیات را تأیید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The hapless Sidney Barnett was found guilty of assault and severely reprimanded by the court.
[ترجمه ترگمان]سیدنی بارنت hapless بدبخت در مورد حمله مجرم شناخته شد و به شدت توسط دادگا ...

معنی کلمه sidney به انگلیسی

sidney
• male first name; female first name; family name; name of several cities and towns in the usa; sydney (australia); town in manitoba (canada); town in british columbia (canada); sir philip sidney (1554-1586), english writer and poet, member of queen elizabeth's court

sidney را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

𝐌𝐞𝐡𝐝𝐢 𝐊𝐢𝐲𝐚𝐧 | مهدی کیان
🌟آقای فلیپ سیدنی (۱۵۵۴ - ۱۵۸۶)، نویسنده و شاعر انگلیسی، عضو دربار ملکه الیزابت است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی sidney

کلمه : sidney
املای فارسی : سیدنی
اشتباه تایپی : سهیدثغ
عکس sidney : در گوگل

آیا معنی sidney مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )