برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
sick - of
شبکه مترجمین ایران

sick of

sick of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین پیشدار
خسته شدن از
مهسا
be tired of
کیوان نیک نژاد
دلزدگی، خستگی از رفتاری که مرتب تکرار میشه مانند این مثال :خسته شدم از اینکه هر روز کثیف کاریت رو تمیز کردم* در لفظ عامیانه بمعنای حالمو بهم میزنه، im sick of you حالمو بهم میزنی!!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی sick of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )