برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1399 100 1

showpiece

/ˈʃoʊpiːs/ /ˈʃəʊpiːs/

هر چیز در معرض نمایش، نمونه ی برجسته، سرمشق، نمونه ممتاز ویژه نمایش

بررسی کلمه showpiece

اسم ( noun )
• : تعریف: something exhibited or worth exhibiting, esp. as the centerpiece or best example in a display of similar things.

واژه showpiece در جمله های نمونه

1. The building is a showpiece of elegant design.
[ترجمه ترگمان]ساختمان یک showpiece طراحی ظریف است
[ترجمه گوگل]این ساختمان نمونه ای از طراحی ظریف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The new factory is a showpiece of British industry.
[ترجمه ترگمان]این کارخانه جدید a صنعت بریتانیا است
[ترجمه گوگل]این کارخانه جدید نمایشگاه صنعت بریتانیا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The factory was to be a showpiece of Western investment in the East.
[ترجمه ترگمان]این کارخانه قرار بود a سرمایه‌گذاری غربی در شرق باشد
[ترجمه گوگل]این کارخانه نمونه ای از سرمایه گذاری غربی در شرق بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The new stadium is a showpiece for the Greeks.
[ترجمه ترگمان]ورزشگاه جدید a برای یونانی‌ها است
[ترجمه گوگل]استادیوم جدید نمایش یونانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه showpiece به انگلیسی

showpiece
• something that is displayed, something that is exhibited; example, model, item worth displaying
• a showpiece is something that is displayed or performed in public, and that is usually intended to show someone's skill at something.
• a showpiece is also something that is admired as a very good example of its type.

showpiece را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احمد احمدی
گل سرسبد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی showpiece
کلمه : showpiece
املای فارسی : شوپیک
اشتباه تایپی : ساخصحهثزث
عکس showpiece : در گوگل

آیا معنی showpiece مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )