برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1685 100 1
شبکه مترجمین ایران

shove off


معنی: عازم شدن
معانی دیگر: 1- با هل دادن قایق را از کرانه دور کردن 2- (عامیانه) راهی شدن، عزیمت کردن

بررسی کلمه shove off

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to push a boat off the shore.
مترادف: set sail, weigh anchor
مشابه: depart, launch, sail

(2) تعریف: (informal) to leave.
مترادف: depart, go, leave
مشابه: clear out, split

- We have to shove off very early to avoid the traffic.
[ترجمه ترگمان] باید خیلی زود راه بیفتیم و از ترافیک دوری کنیم
[ترجمه گوگل] برای جلوگیری از ترافیک، ما باید خیلی زودهنگام را کنار بگذاریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه shove off در جمله های نمونه

1. Shove off and leave me alone!
[ترجمه ترگمان]برو کنار و مرا تنها بگذار!
[ترجمه گوگل]بیرون بریزید و من را تنها بگذارید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You aren't wanted here, so shove off!
[ترجمه ترگمان]تو که اینجا wanted، پس برو کنار!
[ترجمه گوگل]شما اینجا هستید خواست نیست، بنابراین عازم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Assert yourself and tell him to shove off, or just ignore him and put the phone down.
[ترجمه ترگمان]خودت را فریب بده و به او بگو برود، یا فقط او را نادیده بگیرد و گوشی را به زمین بگذارد
[ترجمه گوگل]خودتان را متقاعد کنید و به او بگوئید که او را بکشید، یا فقط نادیده بگیرید و گوشی را پایین بیاورید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Shove off! I'm busy.
[ترجمه ترگمان]! بزن کنار سرم شلوغه
[ترجمه گوگل]بیرون راندن! من مشغول هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف shove off

عازم شدن (فعل)
leave , pull out , repair , depart , be off , set off , set forth , shove off , set forward , start out

معنی کلمه shove off به انگلیسی

shove off
• go away, depart

shove off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

hos
گم شو
Shirinbahari
گمشو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی shove off

کلمه : shove off
املای فارسی : شو آاف
اشتباه تایپی : ساخرث خبب
عکس shove off : در گوگل

آیا معنی shove off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )