برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1651 100 1
شبکه مترجمین ایران

shout

/ˈʃaʊt/ /ʃaʊt/

معنی: فریاد، جیغ، داد، فغان، خروش برآوردن، جیغ زدن، مصوت کردن، فریاد کردن، داد زدن، فریاد زدن، خروشیدن
معانی دیگر: جار، بانگ، غریو، خروش، بانگ زدن، جار زدن، (استرالیا) نوبت خرید مشروب برای حضار

بررسی کلمه shout

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: shouts, shouting, shouted
• : تعریف: to call out loudly; yell.
مترادف: call, cry, holler, yell
متضاد: whisper
مشابه: bellow, clamor, hoot, howl, roar, scream, shriek, vociferate, whoop, yap, yelp

- You don't need to shout; I can hear you perfectly.
[ترجمه خدیج] نیازی به داد زدن نیست، صداتو کامل میشنوم
|
[ترجمه ترگمان] تو احتیاجی به فریاد زدن نداری؛ من کاملا می‌توانم بشنوم
[ترجمه گوگل] شما نیازی به فریاد نکنید من میتونم بشنوم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He shouted to his friend across the street.
[ترجمه ترگمان] به دوست خود در خیابان فریاد زد:
[ترجمه گوگل] او به دوستش در خیابان فریاد زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- When she's angry, she always shouts at us.
[ترجمه ترگمان] وقتی عصبانی می‌شه، اون همیشه به ما داد میزنه
[ترجمه گوگل] ...

واژه shout در جمله های نمونه

1. shout down
(با داد و فریاد کسی را) خاموش کردن،صدای کسی را خفه کردن،بلندتر داد زدن

2. don't shout at me!
سر من داد نزن‌!

3. his shout raised the sleeping inhabitants
فریاد او ساکنان را از خواب بیدار کرد.

4. his shout woke me up
فریاد او مرا از خواب بیدار کرد.

5. a deep-chested shout
فریاد از ته دل

6. a glad shout
فریادی شادی آمیز

7. a raucous shout
فریاد گوشخراش

8. some people shout instead of talking
برخی از مردم به جای حرف زدن داد می‌زنند.

9. the expectator's shout of joy
غریو شادی تماشاچیان

10. the loud, peremptory shout of the ship's siren
صدای بلند و فرمان‌وار آژیر کشتی

11. it is wrong to swear and shout
ناسزا گفتن و فریاد زدن اشتباه است.

12. I had this sudden impulse to shout out "Rubbish!" in the middle of her speech.
[ترجمه ترگمان]ناگهان این هوس ناگهانی را کردم که فریاد بزنم: چرند نگو! اونم وسط سخنرانی - ش …
[ترجمه گوگل]من این انگیزه ناگهانی را به فری ...

مترادف shout

فریاد (اسم)
call , clamor , cry , shout , noise , squawk , hue , outcry , bawl , scream , exclamation , squall , squeal , shriek , whoop , vociferance , hollo , vociferation
جیغ (اسم)
fret , catcall , shout , squawk , scream , squeal , shriek , screech , vociferation , skirl
داد (اسم)
shout , outcry , justice , squeal , ruction , vociferation
فغان (اسم)
shout , whine
خروش برآوردن (فعل)
alert , cry , shout
جیغ زدن (فعل)
shout , scream , yell , yelp , shriek , yawp
مصوت کردن (فعل)
cry , shout
فریاد کردن (فعل)
shout , screech , whoop , holler
داد زدن (فعل)
cry , shout , root , outcry , roar , bawl , hoot
فریاد زدن (فعل)
cry , shout , bawl , scream , howl , yell , squall
خروشیدن (فعل)
cry , shout , rage , roar , bubble

معنی عبارات مرتبط با shout به فارسی

(با داد و فریاد کسی را) خاموش کردن، صدای کسی را خفه کردن، بلندتر داد زدن
قوی دل، با جرات
با قوت قلب
سرودهای مذهبی خیلی بلند سیاه پوستان جنوب امریکا

معنی کلمه shout به انگلیسی

shout
• yell, scream, loud cry
• yell, scream, call out loudly
• a shout is a loud call or cry.
• if you shout, you speak as loudly as you can, so that you can be heard a long way away.
• if you shout at someone, you talk angrily to them in a loud voice.
• to shout someone down means to prevent them from being heard by shouting at them.
• if you shout something out, you suddenly shout it.
shout down
• silence a speech by yelling louder

shout را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

saba
به معی فریاد زدن و بانگ بر اوردن است
حدیث ایران
فریاد زدن- باصدای بلند گفتن
sevil
داد زدن
Santafe
فریاد زدن
امیر
دویدن
H.R.M.S
داد زدن به سر
tinabailari
فریاد زدن 🇱🇨🇱🇨
Why are you shouting aloud
�چرا داريد با صداي بلند فرياد ميزنيد؟
Bugfdghj
Shaut:داد زدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی shout

کلمه : shout
املای فارسی : شوت
اشتباه تایپی : ساخعف
عکس shout : در گوگل

آیا معنی shout مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )