برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1721 100 1
شبکه مترجمین ایران

shoulder

/ˈʃoʊldə/ /ˈʃəʊldə/

معنی: سفت، جناح، شانه، کتف، دوش، هر چیزی شبیه شانه، با شانه زور دادن، هل دادن
معانی دیگر: گوشت شانه (بویژه شانه ی گوسفند و خوک)، حاشیه ی جاده، هر یک از دو کناره ی اسفالت نشده ی جاده، (با شانه) راه باز کردن، بر دوش حمل کردن، قلم دوش کردن، بر شانه کشیدن، به عهده گرفتن، تقبل کردن، متحمل شدن، به گردن گرفتن، پذیرفتن، (جمع) شانه ها، اکتاف، کول، (خیاطی) شانه، سردوشی، اپل، هر چیز به شکل شانه، پیش آمدگی دوش مانند، شانه ی بطری

بررسی کلمه shoulder

اسم ( noun )
(1) تعریف: the part of the human body extending from the base of the neck to either upper arm.

- He carried the child on his shoulders.
[ترجمه ترگمان] بچه را بر دوش خود حمل می‌کرد
[ترجمه گوگل] او بچه را روی شانه هایش گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the corresponding part of an animal's body.

- The meat is cut from the shoulder.
[ترجمه ترگمان] گوشت از شانه بریده می‌شود
[ترجمه گوگل] گوشت از شانه برداشته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: any part of something that resembles a human shoulder, esp. a flat area near the peak of a hill or mountain.

- They made camp on the shoulder.
[ترجمه ترگمان] روی شانه اردو زده بودند
[ترجمه گوگل] آنها بر روی شانه اردو زدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه shoulder در جمله های نمونه

1. shoulder pad
(خیاطی) تودوزی شانه،اپل

2. shoulder separation
دررفتگی (استخوان) شانه

3. shoulder arms
(ارتش) دوش فنگ،فرمان دوش فنگ

4. shoulder to shoulder
کنار یکدیگر،شانه به شانه‌ی همدیگر

5. a shoulder of mutton
شانه‌ی گوسفند

6. his shoulder was dislocated in two places
در دو محل استخوان شانه‌اش دررفتگی پیدا کرده بود.

7. his shoulder was separated
(استخوان) شانه‌ی او در رفت.

8. to shoulder the costs
هزینه را به عهده گرفتن

9. a captain's shoulder strap has three stars
سردوشی سروان سه ستاره دارد

10. put one's shoulder to the wheel
با جدیت کار کردن،جد و جهد کردن

11. shrug one's shoulder
شانه بالا انداختن،بی‌اعتنایی از خود نشان دادن،اهمیت ندادن

12. he kneaded my shoulder muscles to relieve the pain
او عضلات شانه‌ی مرا مالید تا درد آن را آرام کند.

13. he thumped my shoulder affectionately
از رو ...

مترادف shoulder

سفت (اسم)
shoulder , hole , perforation , needle's eye
جناح (اسم)
aisle , wing , flank , pinna , shoulder
شانه (اسم)
shoulder , comb , pitchfork , heckle , scapula
کتف (اسم)
shoulder , scapula
دوش (اسم)
shoulder , shower , shower bath
هر چیزی شبیه شانه (اسم)
shoulder
با شانه زور دادن (فعل)
shoulder
هل دادن (فعل)
jog , hitch , hustle , shoulder , haul , poach , push , shove , poke

معنی عبارات مرتبط با shoulder به فارسی

دوش فنگ
(ارتش) دوش فنگ، فرمان دوش فنگ، دوش فنگ
حمایل
(کالبدشناسی) استخوان کتف (رجوع شود به: scapula)، کتف، استخوان شانه
(ارتش) سردوشی، نشان سردوشی، پاگون، پیش فنگ
شانه بند
ماموراجرایاتوقیف
رجوع شود به: pectoral girdle
(در اتومبیل) شانه بند ایمنی (که به کمربند ایمنی متصل است - shoulder belt هم می گویند)
کمربند و جلد اسلحه ی شانه آویز (که زیر کت مخفی است)
گره یا گل سرشانه، روبان یاحمایل زینتی روی شانه، واکسیل
نظ، نشان سردوشی، درجه سردوشی افسران
(ارتش) نشان بازو، نشان سرآستین، درجه روی بازوی درجه داران
بند پیراهن (که مثل بند شلوار پیراهن را نگه می دارد)، سردوشی ...

معنی shoulder در دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] شانه
[زمین شناسی] شانه راه
[نساجی] سر شانه - برآمدگی دور عینکی شبیه5 که پایه شیطانک روی آن قرار می گیرد
[کوه نوردی] کوه شانه ، شانه - قلاب گرفتن
[خاک شناسی] شانه شیب
[زمین شناسی] کلی
[کوه نوردی] حمایت شانه ای
[فوتبال] شارژ بوسیله شانه
[عمران و معماری] شانه راه
[سینما] شانه نشین - شانه نشین [پایه دوربین برای فیلمبرداری روی دست ]
[نساجی] پشم شانه گوسفند - پشم کتف گوسفند
[عمران و معماری] شانه همسطح - شانه همکف
[عمران و معماری] شانه تثبیت شده - شانه تحکیم شده
[عمران و معماری] شانه سکوبی - شانه برجسته
[زمین شناسی] شانه نافی - الف) بخشی از صدف یک سفالوپود که ناف را محصور می کند و حاشیه بیرونی آن را تشکیل می دهد. مثلاً بخش به شدت خمیده پیچ صدف یک نوتیلوئید بین پهلو و بخش داخلی ناحیه نافی. - ب) زاویه داری پیچ ها در حاشیه و درون ناف صدف یک گاستروپود. (مور و همکاران، 1952). - ج) بخشی از پوسته فرامینی ...

معنی کلمه shoulder به انگلیسی

shoulder
• part of the body between the neck and the upper arm (in humans or animals); something which resembles a shoulder; area bordering a road
• place on the shoulder; take on an obligation, carry a burden, take on responsibility; pave the way, create a path
• your shoulders are the two parts of your body between your neck and the tops of your arms.
• if you shoulder something heavy, you put it across one of your shoulders so that you can carry it more easily.
• if you shoulder the responsibility or blame for something, you accept it.
• you can say that a person's problems or responsibilities are on that person's shoulders; a literary use.
• a shoulder is also a joint of meat from the upper part of the front leg of an animal.
• see also hard shoulder.
• if two people who are different from each other in some way rub shoulders, or if they rub shoulders with each other, they are both present in the same place, often meeting and talking to each other there; an informal expression.
• if one thing or person stands head and shoulders above another, they are a lot better than they are.
shoulder a person out of his way
• push aside, shove to the side
shoulder a task
• take on a task, take on an assignment
shoulder arms
• raise a weapon, hold the weapon against the shoulder
shoulder arms!
• grip the stock of the gun and rest the barrel against the shoulder (military command)
shoulder badge
• emblem worn on the shoulder indicating rank or position
shoulder bag
• a shoulder-bag is a bag that has a long strap so that it can be carried on a person's shoulder.
shoulder belt
• st ...

shoulder را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سپهریان
شونه جاده
مریم رمضانی
متحمل شدن
(فعل ناگذر است)
:-)
شانه
و
شانه
م.ر.ط
●شونه.
●کتف.
●دوش.
Mh Godarzi
متحمل شدن
مهراد
شانه کتف
محمدرضا ایوبی صانع
شانه
shrug of shoulder
شانه را بالا انداختن(به من چه!)
حمزه عسگری
به دوش کشیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی shoulder

کلمه : Shoulder
املای فارسی : شولدر
اشتباه تایپی : ساخعمیثق
عکس Shoulder : در گوگل

آیا معنی shoulder مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )