برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1719 100 1
شبکه مترجمین ایران

shipping

/ˈʃɪpɪŋ/ /ˈʃɪpɪŋ/

معنی: ناوگان، حمل، کشتیرانی، ترابری
معانی دیگر: فرابرد، کشتی (ها)، ناو (ها)

بررسی کلمه shipping

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or business of one who ships.

(2) تعریف: a group of ships, esp. commercial ships, belonging to a single industry or country.

واژه shipping در جمله های نمونه

1. a main shipping route
یک راه اصلی کشتیرانی

2. we are shipping extra hands for the voyage
برای آن سفر دریایی داریم جاشویان اضافی اجیر می‌کنیم.

3. we estimated the cost of shipping by piggyback
ما هزینه‌ی حمل با دوش‌بری را برآورد کردیم.

4. the german's were trying to close our shipping lanes
آلمان‌ها می‌کوشیدند دریاراه‌های ما را ببندند.

5. The Greeks are still powerful players in world shipping.
[ترجمه ترگمان]یونانی‌ها هنوز بازیکنان قدرتمندی در حمل و نقل جهانی هستند
[ترجمه گوگل]یونانیان همچنان بازیکنان قدرتمند در حمل و نقل جهانی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The canal is open to shipping.
[ترجمه ترگمان]کانال باز است و باز می‌شود
[ترجمه گوگل]کانال برای حمل و نقل باز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The canal has been closed to shipping.
[ترجمه ترگمان]کانال بسته‌است تا به کشتی برود
[ترجمه گوگل]کانال برای حمل و نقل بسته شده است
[ترجمه شما ...

مترادف shipping

ناوگان (اسم)
armada , fleet , navy , shipping
حمل (اسم)
bourse , shipping , portage , deportation , shipment , carting , conveyance , consignment
کشتیرانی (اسم)
shipping , sailing
ترابری (اسم)
shipping , transport , traffic , transportation

معنی عبارات مرتبط با shipping به فارسی

متصدی ثبت و ارسال کالا
اتاق یا اداره ی ارسال محمولات و فرآورده ها

معنی shipping در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] حمل، حمل و نقل
[عمران و معماری] ارسال کالا - حمل کالا
[حقوق] حمل ونقل، کشتیرانی
[نساجی] بارگیری - بارزدن و باراندازی کشتی - حمل با کشتی
[ریاضیات] کشتیرانی، حمل و نقل
[ریاضیات] اسناد حمل
[عمران و معماری] خط کشتیرانی
[حقوق] صورت محموله، پروانه بارگیری کشتی
[حسابداری] حواله فروش
[حسابداری] واحد محموله
[حسابداری] بسته بندی و ارسال

معنی کلمه shipping به انگلیسی

shipping
• business of sending or transporting cargo; sea voyage (archaic)
• shipping refers to ships in general or to a group of ships.
shipping agent
• one who deals with shipping objects overseas
shipping bill
• document listing information about cargo and shipping charges
shipping charges
• cost of shipping packages or cargo, freight charges
shipping clerk
• dispatcher on a boat
shipping company
• ship company that deals with conveying goods and/or passengers overseas
shipping room
• room where deliveries are collected before shipping
shipping tycoon
• wealthy business man that made much of his fortune from shipping goods overseas

shipping را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

M
ارسال کالا
میثم علیزاده
پولی که به شرکت یا طرف مربوطه بابت تحویل کالا پرداخت می شود
محدثه فرومدی
حمل‌ونقل، حمل‌ونقل دریایی، ترابری دریایی، ناوبری
ashkan
free shipping:ارسال رایگان
محدثه
- عملی است که می خواهد دو یا چند شخصیت خیالی یا افراد مشهور در یک رابطه معمولاً عاشقانه به سر ببرند.
- عمل یا رویه بحث ، نوشتن ، یا امید به داشتن رابطه ای عاشقانه بین شخصیت های خیالی ، مانند داستان های هواداری ، یا بین افراد مشهور ، خواه این واقعیت عاشقانه واقعاً در کتاب ، نمایش و غیره باشد ، یا در زندگی واقعی
- .the shipping of TV characters
- .shipping in webcomics
نسرین رنجبر
the transport of goods by sea or some other means.
ارسال/فرستادن/انتقال کالا (از طریق دریا و یا به هر وسیلۀ دیگر)

synonyms:
sending � mailing � transmittal � consignment � posting

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی shipping

کلمه : shipping
املای فارسی : شیپینگ
اشتباه تایپی : ساهححهدل
عکس shipping : در گوگل

آیا معنی shipping مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )