برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1642 100 1
شبکه مترجمین ایران

sharpie

/ˈʃɑːrpi/ /ˈʃɑːpi/

قایق بادی سبک، شیاد

بررسی کلمه sharpie

اسم ( noun )
(1) تعریف: formerly, a long narrow fishing boat with a flat bottom, a centerboard, and one or two masts carrying triangular sails.

(2) تعریف: a quick-witted, shrewd, or cunning person, esp. one who cheats or swindles; sharper.
مشابه: cheat

واژه sharpie در جمله های نمونه

1. Others can associate with a common interest such breast cancer research (Avon), creativity (Sharpie), or outdoor hiking (Columbia).
[ترجمه ترگمان]سایرین می‌توانند با علاقه مشترک به تحقیقات سرطان پستان، خلاقیت (Avon)، خلاقیت (Sharpie)، یا پیاده‌روی بیرونی (کلمبیا)ارتباط برقرار کنند
[ترجمه گوگل]دیگران می توانند با یک تحقیق سرطان سینه (آون)، خلاقیت (Sharpie) یا پیاده روی در فضای باز (کلمبیا) همکاری کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If you scuff a shoe, he reveals, "A Sharpie the color of your shoe can save the day!"
[ترجمه ترگمان]او نشان می‌دهد که اگر شما یک کفش بخرید، رنگ کفش شما می‌تواند روز را ذخیره کند! \"
[ترجمه گوگل]اگر کفش را بچرخانید، نشان می دهد که 'یک رنگ پوست شما می تواند روز را نجات دهد!'
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Use a Sharpie to write your vegetable and fruit names.
[ترجمه ترگمان]از a برای نوشتن نام سبزیجات و میوه‌ها استفاده کنید
[ترجمه گوگل]برای نوشتن نام های گیاهی و میوه از Sharpie استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You could also make your own temporary tattoo. Sharpie markers, b ...

معنی کلمه sharpie به انگلیسی

sharpie
• flat-bottomed fishing boat equipped with triangular sails (nautical); sharper; alert person

sharpie را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهناز
قلم نشانه گذار
akamrahimi50@gmail.com
نوعی برند ماژیک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی sharpie

کلمه : sharpie
املای فارسی : شرپی
اشتباه تایپی : ساشقحهث
عکس sharpie : در گوگل

آیا معنی sharpie مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )