برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1644 100 1
شبکه مترجمین ایران

shamefaced

/ˈʃeɪmˌfest/ /ˈʃeɪmfeɪst/

معنی: خجول، کمرو، خجالتی، خجالت کش، ترسو
معانی دیگر: کنف، بور (شده)، شرمگین، شرمسار، خیط، shamefast کم رو

بررسی کلمه shamefaced

صفت ( adjective )
مشتقات: shamefacedly (adv.), shamefacedness (n.)
(1) تعریف: expressing shame; showing embarrassment.
متضاد: unrepentant
مشابه: sheepish

- a shamefaced answer
[ترجمه ترگمان] با شرمندگی جواب داد:
[ترجمه گوگل] جواب شرم آور
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a shamefaced look
[ترجمه ترگمان] نگاهی ملامت آمیز بر او افکند
[ترجمه گوگل] نگاه خجالت آور
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: indicating modesty or shyness.

واژه shamefaced در جمله های نمونه

1. He looked somewhat shamefaced when he realized his mistake.
[ترجمه ترگمان]وقتی متوجه اشتباهش شد، قدری دست‌پاچه به نظر می‌رسید
[ترجمه گوگل]وقتی اشتباه او را متوجه شد، او تا حدودی خجالت زده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Jack had left her a shamefaced note with no explanation, a humble note.
[ترجمه ترگمان]جک یادداشت شرم آوری به او داده بود و هیچ توضیحی هم نداشت، یک یادداشت محقر
[ترجمه گوگل]جک او را یک یادداشت شرم آور با هیچ توضیح، توجه داشته باشید فرومایه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He came to my office, shamefaced, to apologize.
[ترجمه ترگمان]او با شرمندگی به دفتر من آمد تا عذرخواهی کند
[ترجمه گوگل]او به دفتر من آمد، شرم آور، برای عذرخواهی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. And yet we are shamefaced about this.
[ترجمه ترگمان]با این همه ما از این موضوع خجالت می‌کشیم
[ترجمه گوگل]و در عین حال ما در مورد این شرم شرم آوریم
[ترجمه شما] ت ...

مترادف shamefaced

خجول (صفت)
shy , bashful , blushful , shamefaced , self-conscious
کمرو (صفت)
sham , weak , shy , chicken-hearted , bashful , shamefaced , timid , coy , cagey , meticulous , sheepish , blate , cagy , chary , chicken-livered , unassertive
خجالتی (صفت)
embarrassed , shy , bashful , shamefaced , self-conscious , timid , coy
خجالت کش (صفت)
embarrassed , bashful , shamefaced , timid
ترسو (صفت)
captive , shy , yellow , chicken-hearted , bashful , shamefaced , timid , meticulous , sheepish , timorous , skittish , pusillanimous , chicken-livered , lily-livered , gun-shy , poor-spirited , pigeon-hearted , weak-hearted

معنی کلمه shamefaced به انگلیسی

shamefaced
• ashamed, embarrassed, humiliated; shy, bashful
• if you are shamefaced, you feel embarrassed because you have done something that you know you should not have done.

shamefaced را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی shamefaced

کلمه : shamefaced
املای فارسی : شمفکد
اشتباه تایپی : ساشئثبشزثی
عکس shamefaced : در گوگل

آیا معنی shamefaced مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )