برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1573 100 1
شبکه مترجمین ایران

shake off

واژه shake off در جمله های نمونه

1. He stamped his feet to shake off the snow from his boots.
[ترجمه ترگمان]پاهایش را روی زمین کوبید تا برف را از چکمه‌اش بلند کند
[ترجمه گوگل]او پاهای خود را برای تکان دادن برف از چکمه های خود مهر زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. These countries are trying to shake off the stultifying effects of several decades of state control.
[ترجمه ترگمان]این کشورها تلاش می‌کنند تا اثرات مخرب چندین دهه کنترل دولت را کنار بگذارند
[ترجمه گوگل]این کشورها در حال تلاش برای از بین بردن اثرات تحریک چند دهه کنترل دولت هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Businessmen are trying to shake off habits learned under six decades of a protected economy.
[ترجمه ترگمان]تجار در تلاش هستند تا habits که در طی شش دهه از یک اقتصاد محافظت‌شده کسب شده‌اند را از بین ببرند
[ترجمه گوگل]بازرگانان در حال تلاش برای از بین بردن عادت هایی که در طی شش ده سال از یک اقتصاد محافظت شده یاد گرفته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Outside investment has helped Sheridan to shake off its image as a depressed industrial town.
...

معنی کلمه shake off به انگلیسی

shake off
• get rid of, agitate

shake off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mohsen72
خلاص شدن از چیزی مثل مریضی
رضا
خلاص شدن از دست کسی یا چیزی
Mohsen
با لرزاندن بدن چیزی را از خود دورکردن مانند سگ وگربه در صورت خیس شدن
nahall
لباس درآوردن
Tara
دست خود را تکان داد
سعید صفاری مقدم
رهانیدن، خلاص شدن، پشت سر نهادن
بهادر اسلامی
از شر چیزی خلاص شدن (مریضی یا مشکل )

مثال :
.I can't seem to shake off this cold

به نظر نمیتونم از شر این سرما خوردگی خلاص شم .

ممنون میشم به کانال اینستاگرام من سر بزنید. میتونید لغات و اصطلاحات انگلیسی رو همراه با مثال یاد بگیرید .😉

Instagram.com/languageyar

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی shake off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )