برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1408 100 1

sex

/ˈseks/ /seks/

معنی: جنسی
معانی دیگر: نر بودن یا ماده بودن، جنسیت، گونگی، ژاد، ژادی (sexual هم می گویند)، مقاربت جنسی، مرزیدن، جماع، گایش، گیرایی جنسی، اندام تناسلی، (مرغداری و غیره) جنسیت (ماده بودن یا نر بودن) را معلوم کردن، پیشوند: شش، جنس مذکر یا مونک، تذکیر وتانیک، احساسات جنسی، روابط جنسی، سکس، سکسی کردن

واژه sex در جمله های نمونه

1. sex descrimination
تبعیض جنسی

2. sex up
(خودمانی) 1- تحریک جنسی کردن 2- دارای ویژگی‌های جنسی کردن 3- شهوت انگیز کردن

3. male sex organs
اندام‌های تناسلی مرد یا حیوان نر

4. hunger and sex are two elemental drives
گرسنگی و میل جنسی دو رانه‌ی بنیادی می باشند.

5. in espionage sex is used as a bait
در جاسوسی از سکس برای به دام اندازی استفاده می‌شود.

6. the fair sex
زن،جنس لطیف

7. the male sex
جنس مذکر

8. to have sex with someone
با کسی جماع کردن

9. the gentle sex
زن،جنس لطیف

10. some movies contain too much sex and violence
برخی از فیلم‌ها دارای صحنه‌های سکسی و خشونت بیش از حد است.

11. the movie is full of kinky sex scenes
فیلم پر از صحنه‌های جنسی غیرطبیعی است.

12. he is polite toward the (members of the) opposite sex
او نسبت به جنس مخالف (زنان) مودب است.

13. Police are looking for a sex pest who is frightening late-night travellers.
[ترجمه ترگمان ...

مترادف sex

جنسی (صفت)
sexual , generic , gamic , sex , of kind

معنی عبارات مرتبط با sex به فارسی

جاذبه ی جنسی، گیرایی جنسی، جاذبه جنسی
(زیست شناسی) رنگین تن ژادی، کروموزوم جنسی
گیزن ژادی، هورمون جنسی
بهداشت ژادی، بهداشت جنسی
(امریکا - خودمانی) زن یا دختر دارای جاذبه ی جنسی
پیوسته به ژاد، پیوسته به جنس، ژاد پیوستگی
واقع در کروموزم جنسی، ارثی، وابسته به جنسیت
(به ویژه هنرپیشه) نماد جاذبه ی جنسی، مظهر جاذبه ی جنسی
(خودمانی) 1- تحریک جنسی کردن 2- دارای ویژگی های جنسی کردن 3- شهوت انگیز کردن
(با : the) جنس لطیف، زنان
جنس لطیف، جنس زن
(noun phrase) (در روابط جنسی) آمیزشِ سالم
بدون فرق گذاری در بین ذکورواناک، بدون تبعی­ جنسی، اززن ومرد

معنی کلمه sex به انگلیسی

sex
• gender, quality of being male or female; sexual intercourse, coitus
• the sexes are the two groups, male and female, into which people and animals are divided according to the function they have in producing young.
• sex is the physical activity by which people and animals can produce young.
sex aids
• different items used for enhancing and giving variety to sex
sex appeal
• physical charm and sexual radiance that attracts members of the opposite sex
• if you say that someone has sex appeal, you mean that they are sexually attractive.
sex ascription
• sexual orientation (heterosexual or homosexual)
sex chromosome
• chromosome that determines the sex of a creature
sex crime
• any illegal activity of a sexual nature (such as rape, molestation, sexual harassment, child pornography, etc.)
sex discrimination
• discriminating against someone because of their gender
sex education
• instruction on topics related to human sexuality and reproduction (e.g. anatomy, birth control, etc.)
• sex education is education in schools on the subject of sexual activity and sexual relationships.
sex gender
• sex of a person or animal (male or female)
sex harassment
• torment of a sexual nature, persecution based on sex
sex hormone
• chemical material that is released into the bloodstream and stabilizes various processes in the sexual and reproductive system
sex hygiene
• cleanliness of sex
...

sex را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Anita
The state of being male or female
شیما صمدی لیایی
شهوانی - شهوتی
Tina
میل جنسی به جنس مخالف
farinaz
جنسیت در فرم نام نویسی مرد و زن بودن
__Sex M__F
amirreza
جذابیت.جذاب
reo
عادت های جنسی یا ترکیب دوجسم نر وماده
آرزو
لقاح داخلی با ترکیب شدن دو گامت نر و ماده
Negar
جنسیت
ebi
کام‌جویی ، کام‌یابی ، کام‌گیری ، کامِش
mahtab
Sex = جذابیت،جنسیت،جذب کردن مردم...
tina
پر کاربرد ترین معنی :ارتباط جنسی
معنی در فرم ها ی رسمی:جنسیت(مؤنث یا مذکر)
معانی دیگر:جذاب،میل جنسی،در بعضی کشور ها به معنی زیبا هم میباشد.
Aria
میل جنسی به جنس مخالف،لقاح
Amila
جنسیت،تذکیر و تانیث،رابطه جنسی
johnny sins
when you wanna fuck a person it means sex.for example: Susan fucks by Andy.so that's a sex.
Amir Mahdi Amiri
رابطه جنسی
Younes
جنسیت=sex/gender
یوسف
رابطه جنسی و یا کردن
A :)
جنسیت male بودن یا female بودن
رابطه جنسی
آرش احمدی
جنس.اندام تناسلی
xxx
The act of fuck some body
Mani
رابطه جنسی برقرار کردن
Amir
لذت بخش ترین کار دنیا
عبدالخلیل قوطوری

seks- Sex-En- سکس= جنسی
معانی دیگر: نر بودن یا ماده بودن، جنسیت، گونگی، ژاد، ژادی (sexual هم می گویند)، مقاربت جنسی، مرزیدن، جماع، گایش، گیرایی جنسی، اندام تناسلی، (مرغداری و غیره)جنسیت (ماده بودن یا نر بودن) را معلوم کردن، پیشوند: شش، جنس مذکر یا مونک، تذکیر وتانیک، احساسات جنسی، روابط جنسی، سکس، سکسی کردن
seks- Sex-Turk-- سیکس=آلت جنسی تن و بدن (ماده بودن یا نر بودن) ، گایش، جماع، روابط جنسی، جنسی، و...
Seسی Si�=ادرار، شاش، بول، پیشاب، جیش، و...-سی Si� فعل امر سیمکSi�mek =ادرار کردن ، شاشیدن، و...
X ایکس Əkiz-Ekiz اِکیز=دوقلو، جفت(زن، زوجه، زوج، همسر، جور، مانند، مثل، عدیل، لنگه، بغل، کنار، مزدوج)، و...
X- ks کس=آدم، تن، بدن، شخص، فرد، انیس، مونس، همدم، یار، و...-در فارسی کُس=آلت تناسلی زن
hi� kes gelmesin هیچ کس گلمسین=هیچکس نیاید-keseky gelmesin کسِکی گلمسین=کسی دیگر نیاید، غریبه ای نیاید
Sek- Sex سیک = sikگیر، آلت تناسلی مردانه، گایش، گای، جماع، آمیزش جنسی، مقاربت، و.. – فعل امر سیکمک sikmek=کردن، گاییدن، جماع کردن، تجاوز کردن، مقاربت جنسی کردن، و...
Sex - sɪks سِکیس Six =عدد شش انگلیسی
Sex- سِکیز=هشت – سِکیز ایز=جفت (عدد زوج، چون جفت گیری با زوج انجام می گیرد)قبل ازهشت می شود شش-ایز=عقب ، قبل، دنباله، و...
Desex-En-دی سکس= اعضای تناسلی را برداشتن، ویژگی های جنسی کسی را کاستن یا از بین بردن، از مردی افتادن، فاقد قوه جنسی کردن
Desex-turk- دی سکس، دَ سکس=فاقد قوۀ جنسی، اعضای تناسلی را برداشتن، ویژگی های جنسی کسی را کاستن یا از بین بردن، از مردی افتادن،
De دَ=برداشتن و از بین بردن حالت قبلی کلمه و بر عکس کردن معنی قبلی، منفی کننده ، مشابۀ نا ، بی، بدون، فاقد، نیست و پسوند دَ برای منفی کردن، و عدم تائید بکار می رود- دوغری دَ=درست نیست- یالان دَ=دروغ نیست- به صورت دَ دوغری= نیست درست- نیز مفهوم را می رساند - پسوند دا برای تصدیق و تائید بکار می رود به معنی هست ، است، درست، صحیح وغیره –دوغری دا =درست است- یالان دا= دروغ است-
Sex- سکس=آلت جنسی تن و بدن (ماده بودن یا نر بودن) ، گایش، جماع، روابط جنسی، جنسی، و...(به معنی sex رجوع شود)
sekʃʊəl- Sexual-En- سِکشوُل- sekʃuːəl سِکش اُل= مقاربتی، جنسی، تناسلی
معانی دیگر: وابسته به جفت گیری، مرزی، گایشی، گشنی، وابسته به نر بودن و ماده بودن، نرینگی - مادینگی، ژادی، وابسته به الت تناسلی و جماع
Sexual-Turk- سِکشوُل-سیکش اُل= مقاربتی، جنسی، تناسلی، و...
Sex sek—سیک-sik=گیر، آلت تناسلی مردانه، گایش، گای، جماع، آمیزش جنسی، مقاربت، و..
Iş ایش=کار، عمل، شغل، و...
Sex - sekʃ-سیکیشsikiş=عمل گایش، عمل جفت گیری، عمل مقاربتی، فعل امر سیکیشمک sikişmek =جماع کردن، عمل مقاربتی انجام دادن، گاییدن،- bir biry bilen sikişmek بیر بیری بیلن سیکیشمک=باهمدیگر جماع کردن
Ual- اُلol=باش، بشو، فعل امر اُلماقolmaq=شدن، اتفاق افتادن، انجام گرفتن، و..
ʊəl وُل یا بُل=شدن، انجام گرفتن، و...- bolmaqبُلماق=شدن، بودن، و...
sekst- Sexed-En- سکست- دارای خاصیت جنسی
معانی دیگر: دارای میزان شهوت بخصوص، دارای میل جنسی، وابسته به یا دارای جنسیت مشخص، دارای تمایز جنسی، مادگی دار، نرگی دار، وابسته به تذکیروتانیک، بطور مشخص نر یا ماده، دارای خاصیت جنسی اعم ازنریاماده
Sexed-Turk- سیکس اِد=قادر به انجام عمل جنسی، دارای خاصیت جنسی، و...
Sex- سکس=آلت جنسی تن و بدن (ماده بودن یا نر بودن) ، گایش، جماع، روابط جنسی، جنسی، و...(به معنی sex رجوع شود)
Ed اِد=فعل امر اِدمکedmek=انجام دادن، کردن، گایش، جماع کردن ، و
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی –poladabady@blogfa.com

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sex
کلمه : sex
املای فارسی : سکس
اشتباه تایپی : سثط
عکس sex : در گوگل

آیا معنی sex مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )