برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1622 100 1
شبکه مترجمین ایران

servile

/ˈsɜːrvəl/ /ˈsɜːvaɪl/

معنی: پست، چاپلوس، دون، شایسته نوکران
معانی دیگر: وابسته به بردگان، بردگی، (قدیمی) برده، برده مانند، نوکرانه، چاکرانه، زبون، نوکر ماب، اهل خوش خدمتی، بله قربان گو، سرسپرده، کاسه لیس

واژه servile در جمله های نمونه

1. servile employment
شغل پست

2. a man of servile ancestry
مردی برده تبار

3. ahmad has a servile attitude toward his superiors
احمد نسبت به مافوق‌های خود رفتار نوکر مابانه‌ای دارد.

4. He is servile to his boss.
[ترجمه ترگمان]مایه servile است
[ترجمه گوگل]او سرپرست او است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He was subservient and servile.
[ترجمه ترگمان]مطیع و servile بود
[ترجمه گوگل]او وابسته و خسته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I don't like his servile manner.
[ترجمه ترگمان]من رفتار servile را دوست ندارم
[ترجمه گوگل]من او را خشنود نیستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. An honest judge cannot be servile to public opinion.
[ترجمه ترگمان]یک قاضی شریف نمی‌تواند به افکار عمومی پس ...

مترادف servile

پست (صفت)
humble , abject , base , ignoble , vile , poor , mean , contemptible , despicable , inferior , lowly , slight , small , little , subservient , base-born , brutish , infamous , villainous , vulgar , caddish , shoddy , bathetic , pimping , low , brummagem , cheap , menial , lousy , currish , sordid , dishonorable , runty , servile , footy , wretched , poky , hokey-pokey , lowborn , ungenerous , lowbred , low-level , shabby , picayune , pint-size , pint-sized , scurvy , snippy , third-rate
چاپلوس (صفت)
subservient , obsequious , smooth-tongued , flattering , servile , sweet-mouthed
دون (صفت)
vile , poor , lowly , small , ribald , sordid , servile , shabby
شایسته نوکران (صفت)
servile

معنی عبارات مرتبط با servile به فارسی

جنگ بردگان بااربابهای خود

معنی کلمه servile به انگلیسی

servile
• subject, subservient, extremely submissive; of or pertaining to a slave or servant, suited to a slave or servant
• a servile person is too eager to do things for someone and shows them too much respect; a formal word, used showing disapproval.

servile را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Shirinbahari
چاپلوسی. پاچه خواری
bowing his head in a servile manner
حیدری
چاپلوس، بله قربان گو
Sunflower
Humble =

Opposite :
bossy
Dark Light
خایمال - چاپلوس - پست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی servile

کلمه : servile
املای فارسی : سرویل
اشتباه تایپی : سثقرهمث
عکس servile : در گوگل

آیا معنی servile مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )