برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1425 100 1

sequestration

/ˌsekwəˈstreɪʃn̩/ /ˌsiːkweˈstreɪʃn̩/

معنی: تجزیه، توقیف، تفرقه، مصادره، ضبط، جدا سازی، انزوا، توقیف غیر قانونی
معانی دیگر: منزوی سازی، جدایی، دورافتادگی، (ملک و غیره) توقیف، زورگیری، (پزشکی) استخوان مردگی

واژه sequestration در جمله های نمونه

1. Many of the first sequestration sites bethat are established because can turn a profit.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از اولین محل‌های مختلف جداسازی به این دلیل تاسیس شده‌اند که می‌توانند سود ببرند
[ترجمه گوگل]بسیاری از نخستین سایتهای تسخیری ایجاد شده اند زیرا می توانند سود خود را به دست آورند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The process is called geo - sequestration.
[ترجمه ترگمان]این فرآیند geo نامیده می‌شود
[ترجمه گوگل]این فرایند ژئوپشتیبانی نامیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. With its topical, governance stab wounds, burns, bee sequestration snake bites swelling and pain, such as sore furunculosis also Dayong.
[ترجمه ترگمان]با در نظر گرفتن زخم‌های موضعی، زخم، زخم، مار ترسیب زنبور عسل ورم کرده و درد، از جمله زخم دردناک نیز Dayong است
[ترجمه گوگل]با زخم های موضعی، حکومت داری، سوختگی ها، عصبانیت زنبور عسل، تورم و درد، مانند خلط فورونکولوز نیز Dayong است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The budgetary terms, sequester and sequestration, mean that the Treasury Department will withhold or cancel a set amount ...

مترادف sequestration

تجزیه (اسم)
resolution , dissolution , analysis , decomposition , parsing , disintegration , dissociation , catalysis , anatomy , dissection , breakup , shakedown , sequestration , refraction , dialysis , severance
توقیف (اسم)
suppression , execution , custody , apprehension , arrest , detention , internment , arrestment , seizing , constraint , sequestration , holdup , lockup , nabbing
تفرقه (اسم)
division , concision , schism , divorcement , schismatism , scissoring , sequestration , deployment
مصادره (اسم)
impressment , seizure , confiscation , expropriation , sequestration
ضبط (اسم)
record , requisition , file , storage , confiscation , sequestration , recording , managing
جدا سازی (اسم)
detachment , segregate , sequestration , separating , individuation , separatism , severance
انزوا (اسم)
isolation , sequestration , retreat , insularity , seclusion
توقیف غیر قانونی (اسم)
sequestration

معنی sequestration در دیکشنری تخصصی

sequestration
[حقوق] توقیف مال تا خاتمه دادرسی، قرار توقیف اموال خوانده، تودیع مال مورد اختلاف نزد شخص ثالث تا خاتمه دادرسی

معنی کلمه sequestration به انگلیسی

sequestration
• isolation, seclusion; segregation, separation; temporary seizure of property pending the outcome of a legal claim (law); formation of a sequestrum, formation of a piece of dead tissue that has detached from the surrounding healthy tissue (medicine)

sequestration را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهناز
Carbon sequestration : (ترسیب کربن به روند ذخیره کربن موجود در هوا در خاک و گیاهان گفته می‌شود. این روند با ذخیره کربن از هوا باعث می‌شود که از میزان کربن که گازی گلخانه‌ای است کاسته شده و به بهبود کیفیت هوا کمک می‌کند- ویکی پدیا)
Figure
توقیف، مصادره
the act of taking temporary possession of someone's property until they have paid money that is owed or obeyed a court order:
This would do nothing to halt the sequestration of property in the former colony.
The union was ordered to to withdraw the instruction or face the sequestration of its funds and assets.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sequestration
کلمه : sequestration
املای فارسی : سقوسترتین
اشتباه تایپی : سثضعثسفقشفهخد
عکس sequestration : در گوگل

آیا معنی sequestration مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )