برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1396 100 1

sequester

/sɪˈkwestər/ /sɪˈkwestə/

معنی: جدا کردن، توقیف کردن، مصادره کردن
معانی دیگر: (به ویژه هیات داوران را طی دوران محاکمه) منزوی کردن، مجزا کردن، از نظر پنهان کردن، دنج کردن، (اموال) توقیف کردن، جدایی، تفرقه

واژه sequester در جمله های نمونه

1. The jury is expected to be sequestered for at least two months.
[ترجمه ترگمان]انتظار می‌رود که هیات‌منصفه حداقل به مدت دو ماه آزاد شود
[ترجمه گوگل]انتظار میرود هیئت منصفه حداقل دو ماه تمدید شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I found a sequestered spot at the bottom of the garden and lay down with my book.
[ترجمه ترگمان]یک گوشه خلوت در ته باغ پیدا کردم و با کتابم دراز کشیدم
[ترجمه گوگل]من یک قطعه مشخص شده در انتهای باغ پیدا کردم و کتابم را گذاشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The jury were sequestered during the trial.
[ترجمه ترگمان]هیات‌منصفه در طول محاکمه محبوس بود
[ترجمه گوگل]هیئت منصفه در طول محاکمه محکوم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Everything he owned was sequestered.
[ترجمه ترگمان]هر چیزی که در اختیار داشت، منزوی بود
[ترجمه گوگل]همه چیزش متعلق به او بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف sequester

جدا کردن (فعل)
chop , cut off , disconnect , intercept , rupture , analyze , choose , part , divide , dispart , amputate , separate , unzip , detach , segregate , try , calve , select , rive , cleave , unlink , pick out , sequester , insulate , dissociate , disassociate , individuate , disunite , draw off , enisle , excide , exscind , lixiviate , uncouple , prescind , seclude , sequestrate , sever , sunder , untwist
توقیف کردن (فعل)
grab , suppress , apprehend , arrest , book , confiscate , detain , distrain , embay , seize , intern , sequester , pull in , impound , sequestrate
مصادره کردن (فعل)
requisition , confiscate , seize , escheat , sequester , expropriate

معنی sequester در دیکشنری تخصصی

sequester
[حقوق] اعراض کردن از حق، تودیع کردن مال مورد اختلاف نزد شخص ثالث، مصادره کردن اموال خصوصی برای استفاده عامه، (در حقوق بین الملل) ضبط کردن اموال اتباع دشمن، شخص ثالثی که مال مورد اختلاف نزد وی تودیع می شود

معنی کلمه sequester به انگلیسی

sequester
• segregate, separate, set apart; seclude, withdraw; temporarily seize property until the settlement of a legal claim (law); seize enemy property (international law)

sequester را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی حیدری
ترسیب (شیمی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sequester
کلمه : sequester
املای فارسی : سقوستر
اشتباه تایپی : سثضعثسفثق
عکس sequester : در گوگل

آیا معنی sequester مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )