برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

sentenced


System.String[]

واژه sentenced در جمله های نمونه

1. sentenced to ten years in prison
محکوم به ده سال زندان

2. he was sentenced to five years in prison
به پنج سال زندان محکوم شد.

3. he was sentenced to ten years in jail
به ده سال زندان محکوم شد.

4. the judge sentenced him to 10 months' imprisonment
قاضی او را به ده ماه زندان محکوم کرد.

5. the arsonist was sentenced to nine years of imprisonment
آتش افروز به نه سال زندان محکوم شد.

مترادف sentenced

محکوم (صفت)
condemned , sentenced , convicted

معنی کلمه sentenced به انگلیسی

sentenced
• given a punishment, penalized, convicted
sentenced him to
• determined by a court as a punishment to, pronounced the punishment of
sentenced him to death
• punished him with a death sentence, determined that he should be punished by being put to death
sentenced to death
• punished with a death sentence

sentenced را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

asa
مجازات
aisa
مجازات کردن
آرش اکبری
محکوم ، محکوم شده
سرگل رضائی
محکوم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی sentenced
کلمه : sentenced
املای فارسی : سنتنکد
اشتباه تایپی : سثدفثدزثی
عکس sentenced : در گوگل

آیا معنی sentenced مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )