برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1397 100 1

senescence

/səˈnesəns/ /sɪˈnesns/

معنی: پیری، سالخوردگی

واژه senescence در جمله های نمونه

1. This would allow direct measurement of how far senescence in the original population had been caused by accumulation of partially recessive mutations.
[ترجمه ترگمان]این امر امکان اندازه‌گیری مستقیم میزان senescence در جمعیت اصلی را فراهم می‌آورد که ناشی از تجمع جهش‌های منفرد مغلوب بوده‌است
[ترجمه گوگل]این امر می تواند به طور مستقیم اندازه گیری می کند که تا چه حد پیری در جمعیت اصلی بواسطه انباشت جهش های بخشی ناخواسته ایجاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Senescence of clones is probably caused by the accumulation of deleterious mutations.
[ترجمه ترگمان]senescence کلون احتمالا ناشی از تجمع جهش‌های deleterious است
[ترجمه گوگل]انقباض کلون ها احتمالا ناشی از انباشت جهش های زیان آور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It was comfortable with its premature senescence but at the same time was wired with a wildness and youthful energy.
[ترجمه ترگمان]اما در عین حال با هم بودن راحت بود، اما در عین حال با انرژی سرد و جوانی به هم وصل شده بود
[ترجمه گوگل]آن را با پیری زودرس راحت بود، اما در همان زمان با یک گیاه وحشی و انرژی جوانان سیمی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف senescence

پیری (اسم)
age , old age , senescence , senility
سالخوردگی (اسم)
senescence , senility , dilapidation

معنی کلمه senescence به انگلیسی

senescence
• aging process, process of growing older

senescence را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی senescence
کلمه : senescence
املای فارسی : سنسکنک
اشتباه تایپی : سثدثسزثدزث
عکس senescence : در گوگل

آیا معنی senescence مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )