برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1394 100 1

send word


System.String[]

واژه send word در جمله های نمونه

1. They sent word to the King of their arrival.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها خبر ورود خود را به پادشاه دادند
[ترجمه گوگل]آنها به شاه به هنگام ورودشان نامه ای فرستادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She sent word that she would be late.
[ترجمه ترگمان]پیغام فرستاد که دیر خواهد شد
[ترجمه گوگل]او نامه ای فرستاد که او دیر خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The mayor sent word he'd be late.
[ترجمه ترگمان]شهردار پیغام فرستاده بود که دیر خواهد کرد
[ترجمه گوگل]شهردار نامه ای را که او دیر می کرد ارسال کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He sent word that he would not be able to come.
[ترجمه ترگمان]خبر داد که نمی‌تواند بیاید
[ترجمه گوگل]او کلمه ای را فرستاد که قادر نخواهد بود بیاید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She s ...

مترادف send word

خبر دادن (فعل)
inform , warn , advise , announce , give notice , send word

معنی کلمه send word به انگلیسی

send word
• pass on a message, inform

send word را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس نعمتی فر
پیغام فرستادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی send wordکلمه : send word
املای فارسی : سند ورد
اشتباه تایپی : سثدی صخقی
عکس send word : در گوگل

آیا معنی send word مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )