برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1391 100 1

self regulation

بررسی کلمه self regulation

اسم ( noun )
• : تعریف: combined form of regulation.

واژه self regulation در جمله های نمونه

1. The Calcutt inquiry into press self regulation is expected to report back next year.
[ترجمه ترگمان]انتظار می‌رود تحقیق Calcutt در مورد مقررات خود مطبوعات سال آینده گزارش شود
[ترجمه گوگل]انتظار می رود که تحقیقات Calcutt در مورد تنظیم خود مطبوعات در سال آینده گزارش شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Metacognition is self awareness, self evaluation and self regulation to processes of cognition.
[ترجمه ترگمان]Metacognition خودآگاهی، ارزیابی نفس و نظارت خود به فرآیندهای شناخت است
[ترجمه گوگل]فراشناختی، آگاهی خود، خود ارزیابی و خودمراقبتی به فرآیندهای شناخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Business Psychologist, David Chang, lists self regulation and variety as things that really make a difference in the workplace.
[ترجمه نرگس] دیوید چانگ، روانشناس تجارت، خودتنظیمی و تنوع را به عنوان دو عنصری که محیط کار را دگرگون میکنند، نام میبرد.|
[ترجمه ترگمان]دیوید چانگ، روانشناس کسب‌وکار، تنظیم خود را لیست می‌کند و به عنوان چیزهای ...

معنی self regulation در دیکشنری تخصصی

self regulation
[ریاضیات] خود تنظیمی، تنظیم شدن خودکار، خودنظمی

معنی کلمه self regulation به انگلیسی

self regulation
• independently regulated, independently controlled

self regulation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی ترابی
خود تعدیلی
عماد
خود تنظیمی
هانیه صادقی آذر
خود نظارت گری، خود نظم جویی
عاطفه الوند
خودگردانی
سعید قائینی
خود گردان
محدثه فرومدی
خودساماندهی
نیکولا
خود انتظام - خود انتظامی
paria7920
خود کنترلی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی self regulation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )