برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1392 100 1

self explanatory

/ˈselfɪkˈsplænəˌtɔːri/ /selfɪkˈsplænətr̩i/

بدیهی، آشکار، مبرهن، بی نیاز به توضیح، واضح فی نفسه، بی نیاز از توصیف

بررسی کلمه self explanatory

صفت ( adjective )
• : تعریف: requiring no further explanation or elaboration; clear.
متضاد: impenetrable, incomprehensible

معنی کلمه self explanatory به انگلیسی

self explanatory
• something that is self-explanatory is clear and easy to understand without needing any extra information or explanation.

self explanatory را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کامیار نوبختی
Obvious
Easy to understand
محدثه فرومدی
روشنگر خود
🐾 مهدی صباغ
خود روشنگر
توضیح دهنده و شرح دهنده درباره ی خود
خود معرف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی self explanatory
کلمه : self explanatory
املای فارسی : سلف اخپلنتری
اشتباه تایپی : سثمب ثطحمشدشفخقغ
عکس self explanatory : در گوگل

آیا معنی self explanatory مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )