برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1680 100 1
شبکه مترجمین ایران

self contained

/ˈselfkənˈteɪnd/ /selfkənˈteɪnd/

خوددار، تودار، محتاط، (ماشین آلات) کامل، بی نیاز به دستگاه های کمکی، با حوصله، جامع، برون بی نیاز

بررسی کلمه self contained

صفت ( adjective )
مشتقات: self-containedly (adv.), self-containedness (n.)
(1) تعریف: having within oneself or within itself all of the qualities, characteristics, or elements that are necessary to survive or function successfully.

(2) تعریف: keeping one's thoughts and emotions to oneself; reserved; quiet.

(3) تعریف: having or showing self-control.

معنی self contained در دیکشنری تخصصی

self contained
[ریاضیات] همه چیز سر خود، خود شمول، بی نیاز
[نفت] سکوی خود کفا
[زمین شناسی] سامانه خودکفا

معنی کلمه self contained به انگلیسی

self contained
• something that is self-contained is complete and separate and does not need help or resources from outside.
• a self-contained flat has all its own facilities including a kitchen and bathroom.
self contained underwater breathing apparatus
• equipment for breathing during underwater diving, scuba

self contained را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sima
خانه مبله خانه مستقل
Mina
مستقل
موسسه تخصصی بوستان ترجمه آروند
عاملی با محتوای داخلی و مستقل
کاربر آبادیس
مستقل
مجزا
comata
خودکفا، مستقل
سحر
خودگردان
سیران
خودکفا
Mahtab
قسمتي از يك خانه ي بزرگ كه سرويس بهداشتي و آشپزخانه جداگانه دارد
محمد امین قاسمی
خودبسنده، مستقل
محمد کمالی
خود کفا
آپوریا
خودگنجیده
خودبنیاد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی self contained

کلمه : self contained
املای فارسی : سلف کنتیند
اشتباه تایپی : سثمب زخدفشهدثی
عکس self contained : در گوگل

آیا معنی self contained مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )