برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1722 100 1
شبکه مترجمین ایران

self adjusting

/ˈselfəˈdʒəstɪŋ/ /selfəˈdʒʌstɪŋ/

بخودی خود میزان شونده، خود میزان

بررسی کلمه self adjusting

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of adjusting.

معنی self adjusting در دیکشنری تخصصی

self adjusting
[برق و الکترونیک] خود تنظیم کننده
[مهندسی گاز] میزان شونده خودبخود
[ریاضیات] خود تنظیمی
[پلیمر] میکروسکوپ خود تنظیم

معنی کلمه self adjusting به انگلیسی

self adjusting
• able of reaching a desired position or condition with relation to other parts under changing conditions without the necessity to be manually adjusted

self adjusting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

shirfahm.com
خودرو: خود میزان، خود میزان شونده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی self adjusting

کلمه : self adjusting
املای فارسی : سلف ادجوستینگ
اشتباه تایپی : سثمب شیتعسفهدل
عکس self adjusting : در گوگل

آیا معنی self adjusting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )