برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1730 100 1
شبکه مترجمین ایران

seem

/ˈsiːm/ /siːm/

معنی: وانمود کردن، بنظر امدن، وانمود شدن، نمودن
معانی دیگر: به نظر رسیدن، به نظر آمدن، (معمولا پیش از مصدر) ظاهرا، چنین می نماید، مثل اینکه، شاید، احتمالا، گویی، مناسب بودن، ظاهر شدن

بررسی کلمه seem

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: seems, seeming, seemed
(1) تعریف: to appear to be or do.
مترادف: appear, look
مشابه: come across, feel, sound

- He seems like a nice man.
[ترجمه محمدرضا] مرد خوبی به نظر میرسه
|
[ترجمه امیرحسین نعمت اله] او بنظر مرد خوبی می آید
|
[ترجمه ترگمان] به نظر مرد خوبی میاد
[ترجمه گوگل] او به نظر می رسد یک مرد خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The dog seems to like you.
[ترجمه هادی اسلامی] به نظر میرسد سگ شما را دوست دارد
|
...

واژه seem در جمله های نمونه

1. i seem to collapse around
اصلا نا ندارم.

2. i seem to have lost my watch
مثل اینکه ساعت خود را گم کرده‌ام.

3. you seem to have been a bit too lavish with the salt, it's too salty
مثل این‌که قدری در نمک زیاده‌روی کرده‌ای،خیلی شور شده.

4. land prices seem to have reached a plateau
ظاهرا قیمت زمین ثابت شده است.

5. she doesn't seem right in her mind
ظاهرا عقلش پارسنگ برمی‌دارد.

6. the democrats seem to be on the bandwagon these days
این روزها به نظر می‌رسد که کار دمکرات‌ها گرفته باشد.

7. the members seem to misuse the club to further their own political aims
ظاهرا اعضا برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود از باشگاه سواستفاده می کنند.

8. they don't seem to have the intellectual equipment for the task
به نظر نمی‌رسد که توانایی فکری این کار را داشته باشند.

9. those experiments seem to have lapsed around 1910
ظاهرا آن آزمایشات در حدود سال 1910 متوقف شد.

10. those two seem to be lovers
به‌نظر می‌رسد که آن‌دو عاشق و معشوق باشند.

11. his war experiences seem not to have touched him at all
به نظر می‌رسد که تجربیات زمان جنگ او اصلا روی ...

مترادف seem

وانمود کردن (فعل)
represent , assume , sham , look , affect , feign , pretend , fake , seem , feint , simulate , put on , dissemble , lead on , personate
بنظر امدن (فعل)
beseem , seem
وانمود شدن (فعل)
pose , seem , put on
نمودن (فعل)
show , seem

معنی کلمه seem به انگلیسی

seem
• appear to be, look like; give the impression of, have the appearance of
• if something seems to happen or if a particular state of affairs seems to exist, you get the impression that it happens or that it exists.
• you use seem to say that someone or something gives the impression of having a particular quality or feature, although you are not completely sure that you are correct.
• seem is used when you are giving your opinion or attitude about something, or asking for someone else's opinion or attitude.
• if you say that you cannot seem to do something, you mean that you have tried to do it and are unable to do it.
things are not always what they seem
• don't judge a book by its cover, the interior is more important than the exterior appearance, outer appearances can be deceiving
things aren't always what they seem
• don't judge a book by its cover, the interior is more important than the exterior appearance, outer appearances can be deceiving

seem را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Town
وانمود کردن به انجام کاری
سروش گلو
وانمود کردن
ادا درآوردن
Vahid
بنظر رسیدن
علی
نمودار شدن
محمد بکام
انگار، به‌ظاهر
tinabailari
به نظر رسیدن 🕟
Tom seems bad
تام بد به نظر می رسد
مصطفی
به نگر آمدن
در نگر آمدن
کیوان نیک نژاد
seem toبه مفهوم احتمال انجام کاری یا " احتمالا" بکار میرود اما به معنای" انگار"، مثل اینکه، ظاهرا، گویا. children dont seem to notice to cold انگار بچه ها متوجه سرمای هوا نیستند..اما تفاوت seem to با seem to be در چیست؟ seem to برای برداشتهای شخصی از موضوع بکار میرودمانند he seems crazy او مثل دیوونه هاست! اما seem to be برای حقایق مسلم و عینی بکار میرودمانندthe bus seems to be fullمثل اینکه اتوبوس جا نداره (چرا که اتوبوس دیده میشود و پر بودن آن مسلم است)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی seem

کلمه : seem
املای فارسی : سیم
اشتباه تایپی : سثثئ
عکس seem : در گوگل

آیا معنی seem مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )