برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1362 100 1

sector

/ˈsektər/ /ˈsektə/

معنی: جزء، ناحیه، بخش، محله، قطاع، قطاع دایره، قسمتی از جبهه
معانی دیگر: (اقتصادی و غیره) بخش، منطقه، (دایره) قطاع، پرهون پار، (هندسه و ریاضی) سکتور، گوشه سنج، خط کش ریاضی، تقسیم کردن

بررسی کلمه sector

اسم ( noun )
(1) تعریف: an identifiable segment or part of a landscape, area, society, political system, or the like.
مشابه: territory, zone

- We were not allowed to enter the Russian sector of the city without authorization.
[ترجمه ترگمان] ما اجازه ورود به بخش روسیه بدون اجازه را نداشتیم
[ترجمه گوگل] ما مجاز به ورود به بخش روسی شهر نبودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Jobs will have to come from the private sector of employment.
[ترجمه ترگمان] Jobs باید از بخش خصوصی استخدام بیاید
[ترجمه گوگل] جابز باید از بخش خصوصی استخدام شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in warfare, a delineated region of fighting or defense.

- Heavy casualties were sustained in the eastern sector.
[ترجمه ترگمان] تلفات سنگین در بخش شرقی متحمل شد
[ترجمه گوگل] تلفات شدید در بخش شرقی ادامه داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه sector در جمله های نمونه

1. the american sector of west berlin
منطقه‌ی امریکایی برلن غربی

2. the manufacturing sector of our economy
بخش فروردگر (تولید صنعتی) اقتصاد ما

3. the private sector
بخش خصوصی

4. the public sector
بخش دولتی (عمومی)

5. the service sector of our economy has had rapid growth
بخش خدمات اقتصاد ما رشد سریعی داشته است.

6. the country's agricultural sector is in trouble
بخش کشاورزی کشور در مخاطره است.

7. help from the privates sector is also important in projecting school building programs
در برنامه‌ریزی ساختمان مدارس کمک بخش خصوصی نیز اهمیت دارد.

8. In the financial sector, banks and insurance companies have both lost a lot of money.
[ترجمه ترگمان]در بخش مالی، بانک‌ها و شرکت‌های بیمه هر دو پول زیادی را از دست داده‌اند
[ترجمه گوگل]در بخش مالی، بانک ها و شرکت های بیمه هر دو پول زیادی را از دست داده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The enemy have attacked the British sector.
[ترجمه ترگمان]دشمن به بخش انگلیسی حمله کرده‌است
[ترجمه گ ...

مترادف sector

جزء (اسم)
part , portion , clause , appurtenance , gadget , component , ingredient , member , detail , sector , gizmo
ناحیه (اسم)
region , area , realm , shire , zone , district , subregion , terrain , sector , demesne , output area , situs
بخش (اسم)
section , party , region , leg , part , share , portion , sect , lot , division , fate , distribution , precinct , segment , canton , branch , member , zone , district , subregion , department , item , piece , heritage , quarter , borough , parish , sector , parcel , commune , county , riding , moiety , installment , squadron , wing of building
محله (اسم)
district , quarter , parish , sector
قطاع (اسم)
sector
قطاع دایره (اسم)
sector
قسمتی از جبهه (اسم)
sector

معنی عبارات مرتبط با sector به فارسی

نشانی دهی قطاعی
اکلیل کروی
بخش خصوصی
بخش عمومی، بخش دولتی

معنی sector در دیکشنری تخصصی

sector
[عمران و معماری] قطاع
[کامپیوتر] بخش ؛ قطاع - قطاع بخشی از شیار یک دیسک ، مثلاً دیسک سیستمIBM PC اولیه ، دیسکت را به 40 شیار دوار تقسیم می کرد که هر شیار آن 8 قطاع داشت .
[برق و الکترونیک] قطاع در دیسکخ حافظه ی مغناطیسی کامپیوتر به تقسیمهای شعاعی شیار های هم مرکزی می گویند که به قسمتهای شبیه به برشهای کیک تقسیم شده اند در دیسک لغزان 3/5 اینچ با چگالی بالا ، 80 شیار در هر طرف و 18 قطاع در شیار وجود دارد . - قطاع
[حقوق] بخش (اقتصادی)
[نساجی] قطاع - بخش
[ریاضیات] شق، قسمت، قطعه، ناحیه، بخش، قطاع، قطاع دایره، بخش، ناحیه، تقسیم کردن، جزء، پاره ی دایره
[آمار] قطاع
[آمار] نمودار قطاعی
[آمار] نمودار قطاعی
[برق و الکترونیک] صفحه نمایش قطاعی صفحه نمایش که فقط قطاعی از کل حوزه ی تحت خدمات سییستم رادار را نشان می دهد . معمولاً این قطاع قابل انتخاب است .
[عمران و معماری] دریچه قطعه ای
[آب و خاک] دریچه قطعه ای
[کامپیوتر] عامل جاگذاری قطاع
[ریاضیات] قطاع دایره
[نساجی] قطاع دایره
[ریاضیات] برنامه ی بخشی
[برق و الکترونیک] پویش قطاعی پویش راداری ...

معنی کلمه sector به انگلیسی

sector
• subdivision, group within a larger group; region, district; geometrical figure composed of two radii and the arc lying between the radii (mathematics); unit of disk storage equal to 256 bytes (computers)
• a sector of a country's economy is a particular part of it. a particular sector consists of all the companies which are involved in a particular area of work or all the companies that are run according to a particular system.
• a sector is also one group or area which is part of another, larger one.
arab sector
• region which includes the arab population in israel
bad sector
• storage device in a disk or diskette which was destroyed for some reason and will not permit the saving or retrieval of data
boot sector
• first sector on a disk which the computer refers to at startup
business sector
• class which is used for business purposes
cold sector
• area where there is no danger from enemy forces
dead sector
• area which is located outside of the field of vision, area which is not controlled by firepower (military)
observing sector
• sector given to a soldier or group of soldiers to observe and report on activities done there
primary sector
• sector which has the greatest strategical importance and on which war efforts are concentrated
private sector
• section of the economy in which businesses and companies are privately owned
• the private sector is the part of a country's economy which is not controlled or supported financially by the government.
public se ...

sector را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسروی
(اقتصادی) صنف، رسته
علیرضا نژادشمسی
حوزه
Mobina
A part of the business activity of a country
Siyavash
public/private sector (=business controlled by the government or by private companies)

Public sector
بخش دولتی - سهامی عام

Private sector
بخش خصوصی - سهامی خاص

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sector
کلمه : sector
املای فارسی : سکتور
اشتباه تایپی : سثزفخق
عکس sector : در گوگل

آیا معنی sector مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )