برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1474 100 1

scales


System.String[]

واژه scales در جمله های نمونه

1. bathroom scales
ترازوی حمام (در خانه)

2. slow scales
ترازوی کم نما (که کمتر نشان می‌دهد)

3. the scales hang even
کفه‌های ترازو هم وزن هستند.

4. the scales of justice
ترازوی عدالت

5. sensitive weighting scales
ترازوی (وزن سنجی) دقیق

6. this tree scales no more than 30 meters
این درخت بیش از 30 متر اندازه ندارد.

7. to scrape scales off a fish
فلس‌های ماهی را (خراشاندن و) پاک کردن

8. tip the scales at . . .
(روی ترازو) دارای وزن . . . بودن

9. turn the scales
تعیین کردن،تصمیم گرفتن،معین کردن،معلوم کردن

10. a pair of scales
ترازو کفه‌دار

11. this ruler has scales both in centimeter and in inches
این خطکش هم بر حسب سانتی‌متر و هم بر حسب اینچ مدرج شده است.

12. in this poem, she scales new artistic heights
در این شعر به تعالی هنری جدیدی دست می‌یابد.

13. the champion tipped the scales at two hundred pounds
وزن آن قهرمان دویست پوند ...

مترادف scales

میزان (اسم)
measure , rate , adjustment , bulk , criterion , level , amount , size , mete , balance , quantum , equilibrium , equipoise , dimension , scales
برج میزان (اسم)
libra , scales

معنی scales در دیکشنری تخصصی

[نساجی] پولکی - فلس مانند - ترازو
[آمار] مقیاسهای کثرت
[آب و خاک] واحدهای زمینی
[نساجی] پوشاندن فلس های پشم برای ضد نمدی کردن
[آب و خاک] واحدهای زمانی

معنی کلمه scales به انگلیسی

scales
• balance, device used for weighing; thin skin flakes or plates comprising the body covering of some animals (such as fish and reptiles)
adjustment of the income tax scales
• change in the salary classification system which dictates the estimated taxes to be paid on salaries
decimal scales
• scale used to weigh heavy loads
learn one's scales
• begin to learn to play music, learn the musical notes in order
the scales
• libra, zodiac sign of the scales
tipped the scales
• bring to a decision, cause to decide

scales را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

hediye
فلس
نیما وکیل زاده
پولک های روی بدن ماهی ها و خزندگان
نادیا
باربر فرودگاه
محدثه فرومدی
مقیاس‌ها، موازین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی scalesکلمه : scales
املای فارسی : سکلس
اشتباه تایپی : سزشمثس
عکس scales : در گوگل

آیا معنی scales مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران