برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

say uncle


تسلیم شدن، لنگ انداختن

بررسی کلمه say uncle

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to yield; give up.
مشابه: capitulate

واژه say uncle در جمله های نمونه

1. He refused to say uncle no matter how they threatened him.
[ترجمه ترگمان]او از این که عمو جان او را تهدید کرده بود، خودداری کرد
[ترجمه گوگل]او حاضر به گفتن عمو بدون توجه به چگونگی تهدید او
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I will say uncle to you.
[ترجمه ترگمان]من به تو می‌گویم عمو جان
[ترجمه گوگل]من دایی را برای شما می گویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Say uncle, or I'll beat you up!
[ترجمه ترگمان]عمو جان، یا من تو را کتک خواهم زد!
[ترجمه گوگل]بگو بیا، من یا شما را ضرب و شتم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I refused to say uncle no matter how they threatened me.
[ترجمه ترگمان]از گفتن اینکه چطور مرا تهدید کردند، خودداری کردم
[ترجمه گوگل]من از گفتن عموی بدون توجه به چگونگی تهدید من
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

say uncle را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مَمَد
بگو غلط کردم
سینا
,بگو غلط کردم
سارافرجپور
بگو غلط کردم
Dark Light
" Say " i ate shit and I'm regretful, bitch

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی say uncle

کلمه : say uncle
املای فارسی : سعی‌ آنکل
اشتباه تایپی : سشغ عدزمث
عکس say uncle : در گوگل

آیا معنی say uncle مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )