برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1432 100 1

saw

/ˈsɒ/ /sɔː/

معنی: ضرب المثل، امثال و حکم، مثال، اره، لغت یا جمله ضربالمثل، هراسبابی شبیه اره، منشار، دید
معانی دیگر: اره کردن یا شدن، (با پس و پیش بردن اره مانند) انجام دادن، اره ی ماشینی، ماشین اره، گفته، حکایت پندآمیز، درس عبرت، داستان کهن، زمان گذشته ی فعل: see، p زمان ماضی فعل see دید، n سخن

بررسی کلمه saw

اسم ( noun )
(1) تعریف: a hand or power tool with a thin metal blade edged with sharp teeth, used for cutting hard materials such as wood or metal.

(2) تعریف: any similar power tool that has a sharpened edge rather than teeth, esp. one with a rotating, circular blade used for cutting metal.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: saws, sawing, sawed, sawn
(1) تعریف: to cut, separate, or shape with a saw or a tool that resembles a saw.

(2) تعریف: to cut or divide as if with a saw.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: sawlike (adj.), sawer (n.)
(1) تعریف: to use or operate a saw.

(2) تعریف: to cut like a saw.

- This blade doesn't saw well.
[ترجمه ترگمان] این تیغ به خوبی دیده نمی‌شه
[ترجمه گوگل] این تیغه خوب نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
( verb )
• : تعریف: past tense of see
اسم ( noun )
• : تعریف: a common proverb or saying; maxim.
...

واژه saw در جمله های نمونه

1. saw wood
(آمریکا - خودمانی) 1- خوابیدن 2- خرخر کردن

2. a saw tooth
دندانه‌ی اره

3. crosscut saw
اره‌ی دوسر

4. dante saw many disembodied souls
دانته ارواح تن آزاد فراوانی را دید.

5. endless saw
اره‌ی نواری،اره‌ی مدور

6. frame saw
اره‌ی کمانی

7. hamlet saw the ghost of his father
هملت روح پدر خود را دید.

8. he saw action in korea
در جنگ کره درگیر بود.

9. he saw me to my car
تا دم ماشین مرا مشایعت کرد.

10. he saw the cat curled up asleep on the bed
او دید که گربه روی تخت چنبر زده و به خواب رفته است.

11. he saw the opportunity of getting rich
او دریافت که فرصت پولدار شدن را دارد.

12. i saw a beauty in the street
خوشگلی را در خیابان دیدم.

13. i saw a beggar gimping along the street
گدائی را دیدم که در راستای خیابان لنگان لنگان راه می‌رفت.

14. i saw a deer floundering in the swamp
...

مترادف saw

ضرب المثل (اسم)
adage , saying , proverb , byword , gnome , saw
امثال و حکم (اسم)
adage , saw , apothegm
مثال (اسم)
saying , proverb , saw , example , instance , exemplar , parable , exemplum , apologue , praxis
اره (اسم)
saw
لغت یا جمله ضربالمثل (اسم)
saw
هراسبابی شبیه اره (اسم)
saw
منشار (اسم)
saw
دید (فعل)
saw

معنی عبارات مرتبط با saw به فارسی

ماشینی که با ان دندانه های اره رادرست می کنند
خاک اره
دارای لبه دندانه دندانه، دارای لبه مضرس
اره ماهی
چار چوب اره
چارچوب اره
(گیاه شناسی) جگن اره ای، نی اره (انواع جگن هایی که برگ آنها لبه ی اره مانند دارد به ویژه jamaica saw grass یا cladium jamaicense)، ساق تیز
خرک اره کشی
کنده ی بزرگ (مناسب برای اره کشی)، الوار تخته ای
کارخانه اره کشی
(گیاه شناسی) نخل اره ای (serenoa repens - بومی جنوب شرقی ایالات متحده)
جای اره کشی، گود اره کشی
(دستگاه) اره تیزکن، اره تیز کن
(مانند لبه ی اره) دندانه دار، اره سان، دندانه دندانه (saw tooth هم می گویند)، sawtooth دارای دندانه اره مانند
(جانورشناسی) بوم زوزه کش (aegolius ...

مخفف saw

عبارت کامل: Surface Acoustic Wave
موضوع: عمومی
موج های صوتی سطحی

معنی saw در دیکشنری تخصصی

[برق و الکترونیک] surface acoustic wave , acoustic surface wave-موج اکوستیکی سطحی ، موج سطحی آکوستیکی موج آکوستیکی با بسامدهایی تا چندین گیگاهرتز ، که روی سطح صیقلی توری زیر ساخت پیزو الکتریک با سرعتی حرکت می کند که فقط در حدود 10 به توان منفی 5 برابر امواج الکترومغناطیسی است. بنابر این موج اکوستیکی سطحی دارای ویژگی حرکت آهسته ی صدا ایت در حالی که بسامد منبع آن ریز موج است. این اساس خطوط تاخیر . فیلترها ، پردازنده هی پالس و قطعات و مدارهای ریز موج دیگر است . زیرا ساختهای پیزو الکتریکی که اغلب به کار می روند . ازجنس بیسموت اکسید رژمانیم ( Bi12 GeO20 ) نیوبیت لیتیم ( LiN bO 3 ) یا کوارتز است . - suface - acoustic - wave delay line-خط تاخیر موج آکوستیکی سطحی ( SAW ) خط تاخیری که تاخیر ان با مسافتی که موج آکوستیکی در سطج پیزو الکتریک طی می کند . تعیین می شود .
[مهندسی گاز] اره ، اره کردن
[عمران و معماری] اره شده
[نساجی] جین اره ای - پنبه پاک کن اره ای
[نساجی] بازکننده اره ای الیاف - بازکننده الیاف با غلتک اره ای
[ریاضیات] دندانه اره ای
[نفت] کاج دندانه اره ایی
[نساجی] غلتک دندانه اره ای
[صنعت] اره کمانی
[ریاضیات] قالب برش
...

معنی کلمه saw به انگلیسی

saw
• tool for cutting consisting of a toothed blade; saying, maxim, proverb
• cut with a saw or similar tool; make back-and-forth motions as if with a saw
• saw is the past tense of see.
• a saw is a tool for cutting wood, which has a blade with sharp teeth along one edge.
• if you saw something, you cut it with a saw.
saw a bright future
• was optimistic, believed that everything would be okay, "saw the cup as half full"
saw a horse's mouth
• pull a horse's bridle from side to side
saw a log in two
• cut a wooden log into two parts
saw blade
• cutting section of a saw
saw buck
• sawhorse, four-legged support used to hold wood while cutting
saw fit to
• believed it was proper to, found it to be correct to
saw fly
• insect whose female has a saw-like egg-laying organ
saw her
• looked at her, observed her
saw him
• looked at him, observed him
saw horse
• four-legged support used to hold wood while sawing
saw in his mind's eye
• saw in his imagination, imagined
saw into
• extensively investigated, examined thoroughly
saw log
• long round piece of wood
saw off the bough on which one is sitting
• bite the hand that feeds you
saw off the branch one is sitting on
• sabotage one's own activities, cause oneself pro ...

saw را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Setayesh-Arya
مثال جالب:
i saw a saw that saw a saw
یعنی من دیدم یک اره را که می بره یک اره دیگر را
1)اره
2)بریدن
3)گذشته فعل see به معنای دیدن
Omid B
گذشته see : دیدن
fff
دیدن گذشته
NINJA AMIR
اره
گذشته seeبه معنی دیدن
Sakura chane
See به معنی دیدن she is see the dog اون دختر یه سگ دید
See بیشتر برای گذشته (زمان) استفاده میشود
مگر اینکه یه جوری بهش ing اضافه بشه (آی.ان.جی)
مثل :look ing =looking میبینم دارم=دارم میبینم (زمان حال) را نشان میدهد
مثل: I want see =میخوام ببینم (زمان آینده)
این گونه می توان زمان استفاده هر کلمه را عوض کرد
با اضافه کردن چند کلمه می توان زمان استفاده آن کلمه را عوض کرد.
با تشکر :sakura chane ♡
عبدالخلیل قوطوری
sɔː- Saw-En- سُ- sɒ سا = ضرب المثل، امثال و حکم، مثال، اره، لغت یا جمله ضربالمثل، هراسبابی شبیه اره، منشار، دید
معانی دیگر: اره کردن یا شدن، (با پس و پیش بردن اره مانند) انجام دادن، اره ی ماشینی، ماشین اره، گفته، حکایت پندآمیز، درس عبرت، داستان کهن، زمان گذشته ی فعل: see، p زمان ماضی فعل see دید، n سخن
Saw-Turk سُ، سا، ساو= ضرب المثل، امثال و حکم، مثال، اره، لغت یا جمله ضربالمثل، هراسبابی شبیه اره، و...
Saw سا=پسوند آدات تشبیه است، مثل، مانند، امثال، مثال، شبه ، نظیر، چون ، گون ، گونه ، آسا، وار، شبیه ، شکل ، به گفتۀ (مثال و حکایات و داستانهایی از گذشته برای درس عبرت دیگران)، امثال و حکم، و...- آیسا= مثل ماه، مهسا، مایسا، بارسا، و...-
Saw – ساو= sawymakساویماق=اره کردن، جدا کردن، بریدن، رنده کردن، ساویدن، سوهان کردن، و...
- Saw ساوَ-سوا=جدا، قطع، بریده،
قویون سُی Go�un so� =سر و پوست گوسفند جدا کردن، ذبح گوسفند، پوست کندن گوسفند- Aga� so�آگاچ سُی=چوب (تخته) بریدن( اره کردن)-
Sw, Saw سو Su-Suw=آب، شفاف، زلال، پاک، مقدس، پاکیزه، صاف، صافی، گوارا، روشن، پرتو، روشنایی، نور، سود، منفعت، نفع، خیال، گمان، توان بینایی، دید(see سی) و...- کورسو=دید اندک، نورکم، بینایی کم، امید اندک، و...
Sawlike-En-سُلایک-سالایک= هرچیز اره مانند
Sawlike-Turk-سُلایک- ساولیک، ساویلیک=اره مانند، و...
Saw- (به معنی Saw رجوع شود)
Like- لایک، لیک= شبیه، مانند، لایق( لیاقت و شایستگی دوست داشتن)،- طبیبلیک=طبابت، لایق طبابت، مانند طبیب- دوستلیک= شایستۀ دوستی، مثل دوست(Dostlik-دوستلیک= دوستی- Dostlike دوستلیکه=دوستانه- Dostlike geldim-دوستلیکه گِلدیم=من به عنوان(مثل، مانند، و...) یک دوست آمدم
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی –poladabady@blogfa.com
نارینا برقی
ضرب المثل _ چیز هایی شبیه اره _خود اره
tinabailari
دید
The boy whom I saw yesterday can speak English.
پسری که دیروز دیدم می تواند انگیسی حرف بزند. 🇹🇿🇹🇿
النا
گذشته فعل see

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی saw
کلمه : saw
املای فارسی : ساو
اشتباه تایپی : سشص
عکس saw : در گوگل

آیا معنی saw مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )