برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1684 100 1
شبکه مترجمین ایران

saunter

/ˈsɒntər/ /ˈsɔːntə/

معنی: گردش، ولگردی کردن، پرسه زدن
معانی دیگر: (به طور تفریح آمیز و بی شتاب) راه رفتن، خرامیدن، سلانه سلانه راه رفتن، چرامیدن، مچیدن، لنجیدن، گرازیدن، خرامش، پرسه زنی

بررسی کلمه saunter

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: saunters, sauntering, sauntered
• : تعریف: to walk at an unhurried, leisurely pace; stroll.
مترادف: amble, stroll
مشابه: idle, mosey, pace, promenade, step, trail, walk

- She sauntered past his house, hoping he'd come out to speak with her.
[ترجمه ترگمان] از خانه او رد شد، به این امید که بیرون بیاید تا با او صحبت کند
[ترجمه گوگل] او از خانه اش خوابیده بود، امیدوار بود که با او صحبت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
• : تعریف: a leisurely walk or pace; stroll.
مترادف: amble, stroll
مشابه: meander, promenade, ramble, walk

- They went for a saunter in the park.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها برای گردش در پارک قدم می‌زدند
[ترجمه گوگل] آنها برای پارک رفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه saunter در جمله های نمونه

1. Let's go for a saunter along the river.
[ترجمه ترگمان]بیا قدم بزنیم و برویم کنار رودخانه
[ترجمه گوگل]بیایید برای یک ساندویچ در کنار رودخانه برویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We watched our fellow students saunter into the building.
[ترجمه ترگمان]ما به fellow نگاه کردیم و وارد ساختمان شدند
[ترجمه گوگل]ما دانش آموزان همکارمان را در ساختمان دیدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He panned towards a piano, saw her saunter over to it.
[ترجمه ترگمان]او به سوی یک پیانو رفت و او را در حال ولگردی به آن دید
[ترجمه گوگل]او به طرف پیانو حرکت کرد، شاهزاده اش را دید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Hope was quite content to saunter around the pretty little village.
[ترجمه ترگمان]امید کاملا راضی بود که اطراف دهکده کوچک و قشنگ پرسه بزند
[ترجمه گوگل]امیدوار بودم که در اطراف روستای بسیار کوچکی قرار داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف saunter

گردش (اسم)
flow , progress , operation , movement , travel , period , airing , circulation , turn , excursion , twirl , paseo , revolution , promenade , race , wrest , canter , roll , trip , circuit , circumvolution , itineracy , itinerancy , stroll , saunter , gyration , hike , jaunt , meander , nutation
ولگردی کردن (فعل)
lout , hull , vagabond , gallivant , loaf , mooch , saunter
پرسه زدن (فعل)
moon , ramble , prog , rove , roam , loaf , saunter , knock about , prowl , loiter about , potter

معنی کلمه saunter به انگلیسی

saunter
• leisurely walk, stroll, slow walk for pleasure
• walk slowly, stroll, meander
• if you saunter somewhere, you walk there in a slow, casual way.

saunter را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Shirinbahari
پرسه زدن. گردش
He came sauntering down the road with his hands in his pockets
علی
قدم زدن آهسته (با اطمینان)
to walk in a slow relaxed way, especially so that you look confident or proud
English User
خرامان خرامان رفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی saunter

کلمه : saunter
املای فارسی : سونتر
اشتباه تایپی : سشعدفثق
عکس saunter : در گوگل

آیا معنی saunter مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )