برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1647 100 1
شبکه مترجمین ایران

sample

/ˈsæmpl̩/ /ˈsɑːmpl̩/

معنی: نمونه، ملاک، ازمون، سرمشق، مدل، الگو، مسطوره، واحد نمونه، نمونه گرفتن، نمونه نشان دادن، مزه کردن، نمونه برداشتن
معانی دیگر: اشانتیون، پیشمونه، نمونه برداری، مزمزه، ناخونک، (مهجور) سرمشق، مثال، نمونه برداری کردن، مسطوره گرفتن، نمونه نمایی کردن، چشیدن، مزیدن، لب چش کردن، لب زدن، ناخنک زدن، خوردن

بررسی کلمه sample

اسم ( noun )
(1) تعریف: a representative part or fragment of a larger whole.
مترادف: exemplar, sampling, swatch
مشابه: representative, specimen

- Let's take some paint samples home and see which color looks best.
[ترجمه ترگمان] بیایید برخی نمونه‌های رنگ را به خانه ببریم و ببینیم کدام رنگ بهتر به نظر می‌رسد
[ترجمه گوگل] اجازه دهید برخی از نمونه های رنگ را به خانه برسانیم و ببینید کدام رنگ بهترین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She sent in a sample of her writing to the university.
[ترجمه .....] او(مونث) یک نمونه از نوشته هایش را به دانشگاه فرستاد(ماضی)
|
[ترجمه ترگمان] او یک نمونه از نوشته‌هایش را به دانشگاه فرستاد
[ترجمه گوگل] او در یک نمونه از نامه خود به دانشگاه فرستاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: such a part used for studying the characteristics of the whole; specimen.
مترادف: cross secti ...

واژه sample در جمله های نمونه

1. a sample of the cloth i want to buy
مسطوره‌ی پارچه‌ای که می‌خواهم بخرم

2. stool sample
نمونه‌ی مدفوع

3. inspectors regularly sample our products for quality
بازرسان مرتبا فراورده‌های ما را از نظر کیفیت نمونه‌برداری می‌کنند.

4. a floor sample
(فروشگاه‌ها - به ویژه تلویزیون و ابزار غیره) نمونه‌ی فروشگاه (که دراثر استعمال مشتری قدری مستعمل است)

5. he was a sample to his brothers
او سرمشقی برای برادرانش بود.

6. ali wanted also to sample the delights of country life
علی می‌خواست لذایذ زندگی روستایی را هم مزه کند.

7. she also gave me a free sample of the drug
اشانتیون مجانی دارو را به من هم داد.

8. The interviews were given to a random sample of students.
[ترجمه ترگمان]مصاحبه‌ها به یک نمونه تصادفی از دانش آموزان داده شد
[ترجمه گوگل]مصاحبه ها به یک نمونه تصادفی از دانش آموزان داده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The survey used a random sample of two thousand people across England and Wales.
[ترجمه ترگمان]این نظرسنجی از یک نمونه تصادفی از ...

مترادف sample

نمونه (اسم)
example , instance , exemplar , parable , exemplum , progenitor , precedent , piece , breadboard , sample , model , specimen , module , paradigm , typicality
ملاک (اسم)
support , ground , reason , criterion , proof , exemplar , pattern , sample , landowner , landlord , landholder
ازمون (اسم)
test , try , exam , examination , sample , shibboleth
سرمشق (اسم)
example , instance , exemplar , pattern , fugleman , sample , model
مدل (اسم)
pattern , sample , model , specimen , mannequin
الگو (اسم)
type , pattern , standard , sample , template , mold , schema , strickle
مسطوره (اسم)
pattern , sample , specimen
واحد نمونه (اسم)
sample
نمونه گرفتن (فعل)
sample
نمونه نشان دادن (فعل)
sample
مزه کردن (فعل)
taste , savor , savour , sample
نمونه برداشتن (فعل)
sample , poll

معنی sample در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] نمونه
[شیمی] نمونه
[عمران و معماری] نمونه - نمونه برداشتن - نمونه گرفتن
[برق و الکترونیک] نمونه
[صنایع غذایی] نمونه
[مهندسی گاز] نمونه ، نمونه گرفتن
[بهداشت] نمونه
[صنعت] نمونه ، نمونه گیری
[نساجی] نمونه
[ریاضیات] نمونه، نمونه ای، نمونه گرفتن، نمونه برداشتن، نمونه گرفتن، قطعه ی آزمایشی، مستوره
[آمار] نمونه
[برق و الکترونیک] تقویت کننده نمونه بردار و نگهدار مداری متشکل از تقویت کننده عملیاتی و خازنی که به طور موقت مقادیر ولتاژ پرکنندهای را که از حسگر ، تراگردان یا منبع سیگنال دیگری تولید می شود ، نگه می دارد تا زمان لازم برای کامل شدن تبدیل را برای مدار مبدل آنالوگ به دیجیتال فراهم کند ، به طوری که بتواند مقدار قرائت پایدار و دقیقی را از مقدار تغییرات در ابزار اندازه گیری ازائه دهد . مانند آنچه که در سنجه دیجیتال نصب شونده روی تابلو ( DPM ) انجام می شود .
[برق و الکترونیک] مدار نمونه بردار و نگه دار
[عمران و معماری] مته نمونه بردار
[زمین شناسی] مته نمونه بردار
[آمار] خودهمبستگی نمونه ای
[آمار] اتوکوواریانس نمونه ای
[مهندسی گاز] شیشه نمونه گیری
[شیمی] ظرف نمونه
Sample Charact ...

معنی کلمه sample به انگلیسی

sample
• example; specimen, small part of something; representative part of a larger group
• take a small portion of something as a specimen; determine the quality of something by testing a specimen
• a sample of a substance or product is a small quantity of it that shows you what it is like.
• a sample of a substance is also a small amount of it that is examined and analysed scientifically.
• a sample of people or things is a number of them chosen out of a larger group and then used in tests or used to provide information about the whole group.
• if you sample food or drink, you taste a small amount of it in order to find out if you like it.
• if you sample a place or situation, you experience it for a short time in order to find out about it.
blood sample
• small amount of blood taken from a person (for a medical examination, etc.)
faeces sample
• small quantity of excrement used for medical analysis
gave a urine sample
• gave a small amount of urine (generally to a doctor for testing)
give a sample
• (slang) urinate (british usage)
random sample
• narrow selection of items that to each individual in the population there is an identical chance of belonging to
statistical sample
• selection of items that represent the general opinion of a population
taking a blood sample
• taking of a small amount of blood from a person (for a medical examination, etc.)
urine sample
• small quantity of urine which is inspected in a lab

sample را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رهام
مورد آزمایش قرار دادن
Najme
نمونه
Hossein
امتحان کردن
Amir Mahdi Amiri
الگو گرفتن
tinabailari
نمونه ⚔️⚔️
We did various experiments on the new samples
ما آزمایش‌های مختلفی روی نمونه‌های جدید انجام دادیم
Mahbob
Blood sampling:خونگیری.آزمایش خون
Mobina javaheri
نمونه
مثال

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی sample

کلمه : sample
املای فارسی : سمپل
اشتباه تایپی : سشئحمث
عکس sample : در گوگل

آیا معنی sample مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )