برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1687 100 1
شبکه مترجمین ایران

saliency


معنی: برتری، برجستگی، جلو امدگی، نکته برجسته، موضوع برجسته، چابکی در جست و خیز
معانی دیگر: salience برجستگی

واژه saliency در جمله های نمونه

1. A hierarchical object detection method based on vision saliency was proposed for automatic sensing image interpretation.
[ترجمه ترگمان]یک روش تشخیص شی مراتبی مبتنی بر برجستگی دیدگاه برای تفسیر تصویر حسی خودکار پیشنهاد شده‌است
[ترجمه گوگل]یک روش تشخیص شیء سلسله مراتبی مبتنی بر ذهنیت بینایی برای تفسیر تصحیح حسگر خودکار پیشنهاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A hierarchical object detection method based on vision saliency was proposed for automatic remote sensing image interpretation.
[ترجمه ترگمان]یک روش تشخیص شی مراتبی مبتنی بر برجستگی دیدگاه برای تفسیر تصویر سنجش از راه دور اتوماتیک ارائه شده‌است
[ترجمه گوگل]یک روش تشخیص شیء سلسله مراتبی مبتنی بر ذهنیت بینایی برای تفسیر تصویر خودکار سنجش از دور ارائه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In this method, a novel saliency model is proposed to distinguish the salient target from background, and the eigenspace model is invoked to adapt target appearance changes.
[ترجمه ترگمان]در این روش، یک مدل saliency جدید برای تمایز هدف برجسته از پس‌زمینه پیشنهاد شده‌است، و مدل eigenspace برای انطباق با تغییرات ظاهر هدف مورد استفاده قرار می‌گیرد
[ترجمه گوگل]در این روش، یک مدل اخلاقی جدید برای تمایز هدف برجسته از پس زمینه پیشنهاد شده است و مدل eigenspace برای تغییر ظاهر هدف انطباق می یاب ...

مترادف saliency

برتری (اسم)
influence , power , leadership , precedence , advantage , preponderance , excellence , superiority , supremacy , preference , priority , profit , predominance , vantage , primacy , hegemony , distinction , predomination , prominence , salience , saliency , headship , majesty , excellency , predominancy , pre-eminence
برجستگی (اسم)
jut , relief , eminence , knob , swell , boss , prominence , salience , saliency , ness , eminency , flange , notability
جلو امدگی (اسم)
salience , saliency , protrusility
نکته برجسته (اسم)
salience , saliency
موضوع برجسته (اسم)
salience , saliency
چابکی در جست و خیز (اسم)
salience , saliency

معنی کلمه saliency به انگلیسی

saliency
• remarkableness, state of being noticeable; prominence, conspicuousness; projection, protrusion; remarkable feature

saliency را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
مهم بودن، اهمیت
ب
قابل ملاحظه بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی saliency

کلمه : saliency
املای فارسی : سلینکی
اشتباه تایپی : سشمهثدزغ
عکس saliency : در گوگل

آیا معنی saliency مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )