برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1640 100 1
شبکه مترجمین ایران

safety

/ˈseɪfti/ /ˈseɪfti/

معنی: سلامت، امنیت، ایمنی، بی خطری، محفوظیت
معانی دیگر: ایمن داشت، تامین، امن و امان، صحت و سلامت، صحیح و سالم بودن، پاسداشت، پایندان، بی خطر(ی)، (تفنگ و دینامیت و نارنجک و غیره) ضامن (safety lock و safety catch هم می گویند)

بررسی کلمه safety

اسم ( noun )
حالات: safeties
(1) تعریف: the condition of being safe from danger.
متضاد: danger, jeopardy, risk
مشابه: protection, refuge, security

(2) تعریف: a locking mechanism, as on a gun, to prevent accidental harm or injury.

(3) تعریف: a play in football in which the offensive team is downed behind its own goalline, thus giving two points to the opposing team.

(4) تعریف: (slang) a condom.
مشابه: safe

واژه safety در جمله های نمونه

1. safety devices to ensure workers against accidents
وسایل ایمنی برای حفظ کارگران در مقابل حوادث

2. safety measures
اقدامات احتیاطی

3. safety razor
تیغ خودتراش

4. road safety
ایمنی در راه‌ها،(اتومبیلرانی با) رعایت احتیاط

5. the only safety against theft is vigilance
یگانه ایمنی در مقابل سرقت هشیاری است.

6. there is safety in numbers
نفرات فراوان امنیت می‌آورد،تعداد زیاد موجب اطمینان خاطر است.

7. personal and spiritual safety
ایمنی جسمی و روحی

8. an expert in traffic safety
کارشناس ایمنی ترافیک

9. fearful for the country's safety
نگران امنیت کشور

10. automobile accessories such as spotlights and safety locks
ابزار اضافی اتومبیل مانند نورافکن و قفل‌های ایمنی

11. the pilot is responsible for the safety of the passengers
خلبان مسئول سلامت جان مسافران است.

12. the police does not guarantee the city's safety
پلیس امنیت شهر را تضمین نمی‌کند.

13. she swam to the other side of th ...

مترادف safety

سلامت (اسم)
peace , security , health , safety
امنیت (اسم)
security , safety
ایمنی (اسم)
security , safety
بی خطری (اسم)
safety
محفوظیت (اسم)
safety

معنی عبارات مرتبط با safety به فارسی

رجوع شود به: life belt، کمربند ایمنی
ضامن، تفنگ ضامن دار
فتیله بیخطر
شیشه ی ایمنی (مثلا شیشه ی جلوی اتومبیل)، درجمع عینک ایمنی، شیشه ایمنی، شیشه بی خطراتومبیل، شیشه نشکن
مخاطره ایمنی
رجوع شود به: safety zone
(در معدن و غیره) چراغ ایمنی، چراغ معدن، چراه بی خطر معدن ذغال سنگ، فانوس
قفل بی خطر مخصوص حفظ محلی از خطر دستبرد، ضامن اسلحه
کبریت بی خطر
(تور محکمی که در زیر طناب بندبازها در سیرک قرار دارد و در صورت افتادن آنها را حفظ می کند) تور ایمنی، تضمین، بلاگردان
سنجاق قفلی
تیغ خودتراش
ایین نامه جلوگیری از خطر
دریچه ی اطمینان، شیر ایمنی، سوپاپ خودگشا، دریچه اطمینان
...

معنی safety در دیکشنری تخصصی

safety
[عمران و معماری] ایمنی - اطمینان - بی خطری
[برق و الکترونیک] ایمنی ، اطمینان ، امنیت
[صنایع غذایی] ایمنی ، سلامت ، امنیت ، محفوظیت
[فوتبال] ایمنی
[مهندسی گاز] ایمن ، سلامت
[بهداشت] بی خطر ی - ایمنی
[صنعت] ایمنی
[نساجی] اطمینان - ایمنی - امنیت - بی خطر
[ریاضیات] اطمینان، بی خطر، ایمنی، رضایت بخش
[معدن] ایمنی (عمومی)
[آمار] ایمنی
[سینما] پهنه ایمن
[معدن] خاکریز اطمینان (معادن روباز)
[سینما] پایه بی خطر - حامل نسوز
[عمران و معماری] کمربند ایمنی - کمربند اطمینان
[بهداشت] کمربند ایمنی
[نساجی] کمربند ایمنی
[معدن] پله ایمنی (معادن روباز)
[آمار] مبارزه برای ایمنی
[مهندسی گاز] ضامن ، زبانه اطمینان
[برق و الکترونیک] مدار ایمنی
[عمران و معماری] ملاحظات ایمنی
[عمران و معماری] ضابطه ایمنی
[خودرو] تمام اجزایی که ایمنی اتومبیل را بالا میبرند. مان ...

معنی کلمه safety به انگلیسی

safety
• security, freedom from danger; quality of not causing injury or loss; lock that prevents accidental firing of a gun; any security device; (football) tackle of an offensive player in his own end zone (scores 2 points for defense); condom (slang)
• safety is the state of being safe from harm or danger.
• if you are concerned about the safety of something, you are concerned that it might be harmful or dangerous.
• safety features are intended to make something less dangerous.
safety angle
• angle of a weapon which ensures that the shooter or bystanders will not be injured at the time of shooting
safety belt
• belt that straps one into a seat in order to prevent injury in case of an accident
• a safety belt is a strap that you fasten across your body for safety when travelling in a car or aeroplane. see also seat-belt.
safety catch
• safety lock, lock to prevent accidental use
• the safety catch on a gun is a device that stops you firing the gun accidentally.
safety curtain
• theater fire resistant curtain that can be dropped in the event of fire
safety distance
• required distance from the car in front in order to protect oneself in the event of sudden braking
safety equipment
• collection of equipment used to maintain safety and in rescue missions
safety factor
• considering several different elements in a calculation to be sure of making the proper decision
safety glass
• reinforced glass for increased safety
safety goggles
• glasses with specially sealed lenses so as to protect ...

safety را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

messi
امنیتی
Aqsa
مصونیت
Nemsis
معنای "گاو صندوق" هم داره!
kimiaaa
بی خطر امنیت ایمنی
the state of not being dangerous
mahnaz
فواید
ظفرابادی
ایمن بودن
Nima Momeni
ایمنی، بی خطر
akamrahimi50@gmail.com
ناحیه بی خطر، منطقه امن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی safety

کلمه : safety
املای فارسی : سیفتی
اشتباه تایپی : سشبثفغ
عکس safety : در گوگل

آیا معنی safety مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )