برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1726 100 1
شبکه مترجمین ایران

Subsequent

/ˈsəbsəkwənt/ /ˈsʌbsɪkwənt/

معنی: لاحق، مابعد، پسین، بعد، متعاقب، بعدی، دیرتر، خلفی، پس ایند
معانی دیگر: سپسی، سپسین، پیایند، (با: to) بعد از، پس از، وابسته به رویداد متعاقب یا پس رویداد

بررسی کلمه Subsequent

صفت ( adjective )
مشتقات: subsequently (adv.)
• : تعریف: coming or happening after; following.
مترادف: ensuing, following, next, sequent
متضاد: antecedent, preceding, previous, prior
مشابه: coming, consequent, proximate, succeeding

- His first film was a complete flop, but his subsequent films were quite successful.
[ترجمه ترگمان] اولین فیلمش یک شکست کامل بود، اما فیلم‌های بعدی او کاملا موفق بودند
[ترجمه گوگل] اولین فیلم او فلوپ کامل بود، اما فیلم های بعدی او کاملا موفق بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Four years subsequent to their arrival in New York, they moved their family back to Chicago.
[ترجمه من] چهار سال بعد از ورودشان به نیویورک،خانواده خود را به شیکاگو بگرداندند.|
[ترجمه ترگمان] چهار سال بعد از ورود آن‌ها به نیویورک، آن‌ها خانواده خود را به شیکاگو منتقل کردند
[ترجمه گوگل] چهار سال پس از ورودشان به نیویورک، آنها خانواده خود را به شیکاگو نقل مکان کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه Subsequent در جمله های نمونه

1. Subsequent events proved that Sloan was right.
حوادث بعدی نشان داد (اثبات نمود) که حق با "اسلون" بود

2. Further explanations will be presented in subsequent lectures.
توضیحات بیشتر در سخنرانی های بعدی ارائه خواهند شد

3. Though the enemy forces resisted at first, they subsequently learned that their efforts were in vain.
اگرچه نیروهای دشمن در ابتدا مقاومت کردند، اما بعداً پی بردند که تلاششان بیهوده بود

4. subsequent events
رویداد بعدی

5. subsequent events thoroughly exculpated him
رویدادهای بعدی بی‌گناهی او را کاملا نشان داد.

6. subsequent river
میان‌رود

7. a period subsequent to the war
دوران بعد از جنگ

8. Those concerns were overshadowed by subsequent events.
[ترجمه ترگمان]آن نگرانی‌ها تحت الشعاع رویداده‌ای بعدی قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]این نگرانی ها توسط رویدادهای بعدی تحت تاثیر قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. This will be discussed in subsequent chapters.
[ترجمه ترگمان]این موضوع در فصل‌های ...

مترادف Subsequent

لاحق (صفت)
accessory , subsequent
مابعد (صفت)
next , subsequent
پسین (صفت)
subsequent , hindmost , hinder , last
بعد (صفت)
next , subsequent
متعاقب (صفت)
subsequent , following , pursuant , succedent
بعدی (صفت)
subsequent , further , future , puisne , ulterior , latter , latest
دیرتر (صفت)
subsequent , posterior
خلفی (صفت)
subsequent , succeeding
پس ایند (صفت)
subsequent

معنی عبارات مرتبط با Subsequent به فارسی

معنی Subsequent در دیکشنری تخصصی

subsequent
[ریاضیات] در سایر متعاقب، بعدی، لاحق
[آب و خاک] شاخه فرعی
[حسابداری] رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه
[حسابداری] رویدادهای بعدازتاریخ ترازنامه
[ریاضیات] حرف بعدی
[حسابداری] دوره های بعد
[عمران و معماری] میانرود
[معدن] رودخانه های تعقیبی (زمین شناسی فیزیکی)
[نساجی] عملیات بعدی

معنی کلمه Subsequent به انگلیسی

subsequent
• succeeding, following, ensuing, happening after
• subsequent describes something that happens or exists at a later time than something else.

Subsequent را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیلوفر شمس
پیامد
زهرا نیازمند
پس از ان
سید علی همایون
متأخر
نقوی
آتی
Mahdi
جای دوری لازم نیس برین
این همون هرجا اومد معنی بعدی، بعد از، بعد، رو با توجه به اون رویدادی که ذکر شده توی جمله میده
Improve your function on subsequent tests
عملکرد خود را در امتحان یا تستهای بعدی افزایش دهید.
Mobina javaheri
بعدی
ما بَعد
(زیر مجموعه) هم میشه:)
بهار ابراهیمی
پس از.....
بعد از یک واقعه
محمد حاتمی نژاد
بعدی
Subsequent Presentation ارائه بعدی
Htm
consequence ::::: نتیجه ، نتیجه ی
consequent :::: حاصل
consequent on :::: ناشی از ، حاصل از
concequently ::: درنتیجه
subsequent :::: بعدی
subsequently::::: بعدا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی subsequent

کلمه : subsequent
املای فارسی : سوبسقونت
اشتباه تایپی : سعذسثضعثدف
عکس subsequent : در گوگل

آیا معنی Subsequent مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )